تبليغاتX
محيط زيست و آثارباستانی استان ایلام
لینک دوستان

پنجمین سال ساخت این وبلاگ

 

وبلاگ محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام در تاریخ ۲۹/۲/۱۳۸۷ همزمان با روز جهانی موزه و میراث فرهنگی راه اندازی شد .

با سپاس از همه ی دوستانی که با انتقادها و پیشنهادهای سازنده ی خود به من کمک کردند تا انگیزه ام برای نوشتن و عکاسی دوچندان شود .

تا همیشه ادامه خواهم داد ...

http://www.aroosezagros.com

محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام


برچسب‌ها: محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام عروس زاگرس
[ 91/02/28 ] [ 11:56 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

استان ایلام میزبان همیشگی گردوغبار عراق و سوریه و عربستان

... دوران ابتدایی بود که می خواندیم این ابر سیاه که می غرد و می بارد ، از کجا آمده است و به کجا می رود ولی اکنون باید به جای آن بخوانیم این گردوغبار ویرانگر که می آید و همه چیز را نابود می کند از کجا آمده است و به کجا می رود !

آری ... این سال ها (میانه ی دهه ی ۸۰ تاکنون) شاهد ورود گردوغبار از مرزهای غربی و جنوب غربی به کشور هستیم که گهگاهی به مرکز کشور و شمال غرب نیز سرایت می کند . در این بین استان محروم ایلام و زاگرس همیشه استوار به میزان زیاد آسیب دیده اند و می بینند !

استان ایلام به عنوان مرزبان غرب ایران توانسته است تا به امروز جانانه از این خاک نگهبانی کند و اکنون نیز ناچار است همچون فیلتری در برابر گردوغبار همسایگان عربی ایستادگی کند تا شاید آن هایی که شعار عدالت و تکنولوژی های آنچنانی و ... می دهند به خودشان بیایند و راه حلی برای این پدیده ی ویران کننده بیندیشند .

به گفته ی خبرگزاری مهر مردم استان ما باید دعا کنند که گردوغبار به تهران برسد تا شاید مسوولان کشور به فکر چاره بیفتند که البته تنها در حد یک تشکیل جلسه و چندتا شعار است و مصاحبه ی رسانه ای !

  • باید بدانیم چرا در گذشته های دور عملیات مالچ پاشی در کشورها و مناطق مبدا این پدیده صورت می گرفت ولی اکنون نه ؟
  • چرا تنها راه حل دولت ایران محدود شده به تشکیل یک جلسه و ...
  • چرا تا زمانی که گردوغبار به تهران و مرکز کشور سرایت نکرده صدای کسی در نمی اید ؟
  • تا کی باید به این منوال بگذرد ؟
  • مردم استان ایلام به ویژه کودکان و سالمندان و البته افرادی که محل کار آن ها در فضای آزاد است با خطر  ابتلا به انواع بیماری های تنفسی و پوستی مواجه شده اند .
  • محیط زیست زاگرس به سرعت درحال نابودی است و گردوغبار سبب بیماری درختان بلوط شده است .
  • گردوغبار سبب بیماری محصولات کشاورزی و حتی نابودی باغ ها و کشت زارها شده است .
  • از طرفی خشکسالی بیداد می کند و از سوی دیگر گردوغبار آن را حمایت می کند .
  • از طبیعت استان ایلام تنها نامی مانده است و نشانی نیست !
  • آبشارها خشکیدند ، چشمه ها کور شدند و جنگل ها آتش گرفتند ، پرنده ها کوچیدند و چرندگان رمیدند ، خزندگان خیز بردند به مکان های امن و طبیعتی برجای مانده است با هوای غباری و زمینی پر از زباله و دیگر آسمان پیدا نیست !

کاش یکی پیدا شود که پاسخ دهد :

  1.  در کشوری که ادعای فن آوری های نوین و عدالت و ... می کنند ؛ چطور از پس مالچ پاشی نواحی منشا این آلودگی برنمی آیند ؟
  2. با این که می دانیم منشا گردوغبار کشورهای عراق و سوریه و عربستان هستند ؛ چطور برای سایر مسایل تفاهم داریم ولی برای مالچ پاشی تفاهم نیست و بودجه کم است ؟

در پایان امیدوارم این همه شعار به ؛ به کار تبدیل شود !!

منبع :

۱) کرمی ، علی ، یاداشت های سال ۱۳۹۱

۲) عکس از خبرگزاری مهر


برچسب‌ها: گردوغبار آلودگی گردوخاک ایلام محیط زیست مالچ پاشی
[ 91/02/27 ] [ 11:40 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

جنگل‌های بارانی

 جنگل‌هایی هستند که به واسطه ی مقدار زیاد بارش متمایز می‌شوند .

 طبق تعریف میزان کمینه ی بارش سالانه در یک جنگل بارانی بین ۱۷۵۰ نا ۲۰۰۰ میلی متر است .

 

 

رویکرد زیست محیطی :

در جنگل های بارانی (Rain Forest) بیشترین تنوع گیاهی و جانوری مشاهده می شود . این جنگل ها در مناطق گرمسیری از جمله آمریکای جنوبی و مرکزی ، آفریقا ، هندوستان ، سری لانکا ، ماداگاسکار و منطقه ی خاور دور قرار گرفته اند و بیشترین اکسیژن جو را تامین می کنند .  امروزه با تخریب بالای این جنگل ها روبرو هستیم که 4 دلیل عمده می توان برای آن در نظر گرفت ؛ نخست آن که ، کشاورزان جنگل های بارانی را آتش می زنند تا از زمین آن به عنوان مزرعه استفاده کنند . پس از کشت چند ساله در این مزارع ، خاک آن ضعیف می شود و قدرت باردهی را از دست می دهد . از همین رو کشاورزان به سراغ جنگل های دیگر می روند . دوم آن که برخی از کارخانه ها ، جنگل های بارانی را می سوزانند و آنها را تبدیل به مراتعی برای چرانیدن دام ها می کنند . اما این چراگاه ها دیری نمی پاید که مواد غذایی خود را از دست می دهند و از این رو کارخانه ها به سراغ جنگل های دیگری می روند . سومین مورد ؛ کارخانه های چوب بری و الوار سازی هستند . بزرگترین ضربه به جنگل های بارانی را همین کارخانه های می زنند زیرا آن ها درختان با چوب مرغوب و استحکام بالا را قطع می کنند حال آنکه سرعت رشد این درخت ها بسیار پایین است . چهارم آنکه هنگامی که یک درخت بزرگ در جنگل قطع می شود برای آن که بتوان آن را از جنگل خارج کرد بسیاری از درختان دیگر هم  از بین می روند . مشخصه های اساسی این جنگل های عبارتند از : انبوه گیاهان ، درجه حرارت بالا و بارش زیاد باران در طول سال .

جنگل های بارانی از بیشترین تنوع زیستی در اکوسیستم برخوردار هستند . اگرچه آنها مساحتی کمتر از 7 درصد سطح زمین را به خود اختصاص داده اند .  یک هکتار از جنگل های بارانی گرمسیری ، بیش از 600 نوع گیاه را شامل می شود . اما با هر درختی که توسط انسان ها قطع می شود توازن اکوسیستم به هم می خورد .  جانوران بسیاری آشیان خود را از دست می دهند و یا آسیب می بینند . اما اگر درختی به طور طبیعی بر زمین بیفتد بسیاری از جانوران فرصت ترک آشیان خود را خواهند داشت . در این حالت نور خورشید می تواند بر زیر سایبان بتابد و بنابراین گیاهان زیر سایبان مجال رشد می یابند . در جنگل های بارانی ، درجه حرارت و میزان بارش باران باید در حد بالایی باشد و در طول سال با یکدیگر متناسب باشند . جنگل هایی که چنین ویژگی هایی را دارا می باشند ، بر روی خط استوا در جنوب و آمریکای مرکزی ، آسیا ، آفریقا و استرالیا واقع شده اند .

بزرگترین جنگل های بارانی در جهان در جنوب آمریکا ، منطقه ی وسیع و پر از درخت حوزه ی رود آمازون در برزیل و کشورهای همسایه می باشد . مساحت این منطقه بیش از 3.5 میلیون کیلومتر مربع است ، که این میزان در حدود نیمی از کل جنگل های بارانی جهان را پوشش می دهد . در آسیا دو جنگل بارانی عظیم وجود دارد که یکی از آنها که از دیگری بزرگتر است در امتداد مجمه الجزایر مالایی قرار گرفته است که این منطقه جزایر بورنئو Borneo ، سوماترا Sumatra ، شبه جزیره مالایا و جمهوری فیلیپین را شامل می شود . از دیگر جنگل های بارانی مهم در آسیا می توان به جنگل هایی اشاره کرد که نخستین بار در گینه ی نو و استرالیای شمالی دیده شد . در آفریقا ، بیشتر جنگل های بارانی در امتداد کرانه ی آتلانتیک و حوزه ی رودخانه ی کونگو قرار گرفته اند . در نیم کره ی شمالی و جنوبی ، مناطق کوچکی از جنگل های بارانی معتدل دیده می شوند که در امتداد کرانه هایی با بارش و رطوبت بالا و زمستان های معتدل قرار گرفته اند . برای نمونه چنین جنگل های بارانی معتدلی در کرانه ی شمال غربی اقیانوس آرام ایالات متحده ی آمریکا و جنوب غربی کانادا می باشند . جنگل های بارانی عموما گرم و مرطوب هستند . میانگین دمای سالانه ی آن 25 درجه ی سانتیگراد است . دما در نزدیکی خط استوا در طول سال تفاوت اندکی می کند ، بنابراین دمای جنگل های بارانی تقریبا در طول سال یکسان می باشد . میانگین پایین ترین دما در حدود 18 درجه ی سانتی گراد است . جنگل های بارانی در مناطقی که دما تا صفر درجه ی سانتیگراد پایین می آید شکل نمی گیرد چراکه گیاهان بومی و حیوان ها با جنگل های تغییر ناپذیر تطابق نمی یابند . دما در جنگل های بارانی نه تنها به فاصله ی آن از خط استوا بستگی دارد بلکه تحت تاثیر ارتفاع نیز قرار می گیرد . با افزایش  ارتفاع ، دمای شبانه به شکلی محسوس افزایش می یابد . این تغییر و تنوع در دما بر اکولوژی جنگل تاثیر می گذارد . ریزش سالانه ی باران در جنگل های بارانی می تواند از 1.8 میلی متر تا 9.0 متر در نوسان باشد . آن چه که مشخصه ی یک جنگل بارانی واقعی است ، توزیع ریزش باران در طول سال است .

هیچ فصل خشکی در جنگل های بارانی وجود ندارد . در این جنگل ها هر ماه ، در حدود 100 میلیمتر باران می بارد . اگر زمانی جنگل های بارانی با دوره های خشکسالی روبرو شود این دوره ها معمولا کوتاه مدت و یا پیش بینی ناپذیر بوده اند . در بسیاری از اقلیم ها ، بخار آب باران به مناطق  دور می رود و به صورت باران در آن مناطق فرود می آید ، اما در جنگل های بارانی نزدیک به 50 درصد از بارش باران حاصل تبخیرهای محلی است . هوای مرطوب و گرمی که اطراف جنگل های بارانی را در بر گرفته است ، محیط زیست را تشکیل می دهد که مانع از خروج آب زیاد از آن منطقه می شود . آب باران  جنگل های بارانی به 3 شکل در می آید ؛ حجم زیادی از این آب توسط برگ ها و شاخه های درختان گرفته می شود . مقداری از آن از برگ ها و ساقه ی درختان به پایین فرو می ریزد و به زمین می رسد . اما درصد بالایی از این آب تبخیر می شود و به شکل قطرات ریزی در هوای مرطوب معلق می ماند . با وزش ملایم نسیم این قطرات ریز آب به طبقات بالاتر جو می روند و در آنجا سرد می شوند و ابرها را تشکیل می دهند . وقتی که مقدار قطرات وارد شده در جو به میزان مناسبی رسید فشرده و متراکم می شوند و به صورت قطرات باران بر زمین فرو می ریزند و این چرخه ادامه می یابد . برخلاف انبوه بیشه زارها که در جنگل های بارانی وجود دارد خاک این جنگل ها از نظر مواد مغذی و لازم که می باید توسط ریشه ی گیاهان جذب گردد ضعیف است . علت این کمبود مواد معدنی نیز آن است که مقدار زیادی از این املاح توسط باران های شدید جنگل های بارانی و دمای بالای آن ها از بین می رود . برای جبران ضعف خاک ، بسیاری از درختان گرمسیری مواد مغذی که در خاک موجود است جذب می کنند و در بافت های زنده شان نگهداری می کنند . برخلاف آنچه در جنگل های بارانی روی می دهد در جنگل های گرمسیری ، خاک های غنی جنگل های گرمسیری بهتر می توانند مواد مغذی را در خود ذخیره کنند و از این رو خاک غذای مورد نیاز درختان را برای آن ها فراهم می سازد . زمانی که عمر درختان جنگل های گرمسیری به پایان می رسد ، مواد غذایی از طریق تجزیه وارد خاک می شوند و خاک این جنگل مانند صندوقی مواد غذایی در خود حفظ می کند ، حال آنکه در جنگل های بارانی ، مواد خوراکی به سرعت توسط دیگر موجودات زنده جذب و مصرف می شوند . ساختار جنگل های بارانی به دلیل لایه های بی شمار گیاهی از سایر جنگل ها متمایز می گردد . سه لایه در جنگل های بارانی وجود دارد : لایه ی پایین ، لایه ی میانی  و لایه ی بالایی .


برچسب‌ها: جنگل بارانی استوایی آمازون استرالیا آمریکا
ادامه مطلب
[ 91/02/12 ] [ 15:34 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

نوروزتان پیروز

هرروزتان نوروز

[ 90/12/24 ] [ 15:2 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

 به نام دادار طبيعت

پیشاپیش فرارسیدن نوروز باستانی را به همه ی ایرانیان شادباش می گویم .

شما را به خدا سوگند مي دهم ؛ ماهي قرمز نخريد ... !؟!

ماهي قرمز نخريد !؟!

شما را به خدا سوگند می­دهم بس کنید این ادعای اشرف مخلوقات بودنتان را   ! کجا خدا گفته شما اشرف مخلوقات باشید تا جنگل ها را نابود سازید ؛ تا رودخانه­ها را آلوده سازید ؛ دریاچه­ها را بخشکانید ؛ نسل جانوران را منقرض سازید و باقیمانده ي آنها را برای لذت خودتان ، تنها و تنها برای لذت خودتان ، اسیر سازید ؟ کی گفته قناری کوچک درون قفس ، «مستانه» می­خواند ؟ کی گفته طوطی درون قفس ، «شکرسخن» است ؟ کی گفته ماهی قرمز را اگر از تنگ آب بیرون بیاوری ، می میرد ؟ اصلا کی به شما اجازه داده ماهی قرمز را درون تنگی بیندازی که حالا اگر بیرونش بیاوری ، خواهد مرد ؟ متنفرم از آن ها يي که پرندگان را در قفس ، زندانی تکبر خودشان کرده­اند . و تلاش ماهي ­ها را برای بیرون آمدن از تنگ کوچک تنهایی شان ، با ولع تمام به نظاره می نشینند . تاکنون شده یک بار خودتان را به جای این جانداران مادر مرده قرار بدهید ؟ ببینید چه لذتی دارد این که همه عمرت را در زندانی باشی که حتی گاهی نمی توانی بال هایت را به­ طور کامل در آن بگشایی ؟ و این که خوراکت تنها محدود به یک نوع (ارزن یا گندم یا هر کوفت و زهرمار دیگری) باشد ؟ و از دیدن گروه­های هم نوعت محروم شوی ؟ و آرزوی داشتن جفت را به گور ببری ؟ یا دست ­بالا اگر جفتی داشته باشی ، همانی است که عده­ای انسان­نما برایت با هزار منت آورده­اند و تو باید برای همین هم خدا را سپاس بگویی ؟

اکنون سومین سال است که درباره ي این موضوع در وبلاگم مطلب می نویسم . که درباره ي سنت جدید و غیرایرانی ماهی قرمز روی سفره هفت سین در وبلاگم می نویسم . نزدیک دو ماه است که دارم تلاش می­کنم یک سازمان مردم­نهاد (NGO) را در شهر نور به ثبت برسانم . دچار دستگاه بی ­سر و ته بوروکراسی ایرانی شده­ام . ثبت­نام تنها از طریق سایت وزارت کشور امکانپذیر است . سایت هم در مرحله ي آزمایش بوده و هر چقدر هم جان بکنی ، نمی­شود ثبت نام کرد . جالب آنکه مسوول این سازمان ها در اداره ي مربوطه ، خودش هم نمی­تواند وارد سایت شود ؛ اما تنها راهش همین است ! می­خواستم این برنامه آگاهی­رسانی درباره ي نادرست بودن خرید ماهی قرمز برای سفره عید را از طریق گروهی که تشکیل داده­ام پیگیری کنم ؛ اما گویا امسال هم من مانده­ام و همین وبلاگ . و البته امیدی که به شما خوانندگان دارم . به ویژه آنهایی که خودشان هم وبلاگ دارند . خواهش می­کنم در وبلاگ­های­تان ، در برگه هاي فیس­بوک­تان ، در پیامک هايتان، در گفتگو با دوستان­تان ، و در هر جا و هر زمان که می­توانید، در این باره آگاهي ­رسانی کنید . آگاهي رسانی کنید که ماهي ها هم حق زنده ماندن دارند ؛ که ماهي ­ها هم حق «آزادانه» زیستن دارند ؛ که این موجودات هم حساس­اند . به­گونه­ای که «با سر و صداهای ناگهانی و ضربات و تکان های زیاد ممکن است ماهي ­ها سکته نمایند و از بین بروند ؛ بدنشان نیز به آفتاب حساس است و با آفتابی که از پنجره می­تابد ، ممکن است بدن ماهی آسیب دیده و بسوزد» (1) که این سنت ماهی سفره هفتت سین ، وارداتی است از فرهنگ چینی ؛ آن هم به نادرست . «۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران ، ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفره­های هفتت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد ؛ غافل از این که در عید چینی ماهی قرمز را رها می­کنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین می­کنیم تا هم زمان با رشد سبزه­های سفره­هاي ­مان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیك ­تر کنیم  .جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتیي مان درباره ي نوروز ، ماهی قرمز جایگاهی ندارد . در میان رسوم زرتشتی در سفره ي عید ، انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها می­شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند . اگر ایراني ­ها می­دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره ي هفت سین ندارد ، به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه ي عید ، سیب قرمز یا انار را در آب رها می­کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد . هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی می ميرند . ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره ي هفت سین ، به خاطر هیچ . و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتی که ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند ، این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت . عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی است که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد . عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال­الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است» (2)

عاجزانه از تک تک شما می­خواهم ابتدا خوب به این نوشته ، و به عاقبت این 5 میلیون قطعه ماهی که می­توانستند در آب های آزاد برای خودشان ، بین 25 تا 40 سال زیستن را تجربه کنند بیندیشید . و به فریب هایی که خودمان را دچارش کرده­ایم ؛ که «اگه آبش رو مرتب تمیز نگه داری ، زنده می­مونه» ، «بعد از سیزده به در ، توی رودخانه رهايش می­کنم» یا «می­ذاریمش توی حوض» یا ... پاسخ جمله هاي اول و سوم را که در بالا نوشته­ام ؛ اما بی تردید آن ها که ماهی های قرمز را در رودخانه ها و دریاچه­ها رها می­کنند ، آگاهي كافي درباره ي زیان های این کار و بر هم خوردن زیست بوم جانوری ندارند . که این ماهی های قرمز در محیط های غیربومی در اثر خوردن تخم ماهی های دیگر و همچنین جفت گیری با آن ها ، زیست بوم را به هم می ریزند (3) ، و نیز قارچ های روی بدن این ماهی ، باعث بیماری سایر ماهی ها می­شود (4) و چندین و چند اثر ویرانگر دیگر ... !؟!

همین حالا گوشی تان را بردارید ؛ و در کنار آن ده ها و شاید صدها پیامکی که هر روز می فرستید ، از همه ي دوستان و آشنایانتان بخواهید که ماهی قرمز نخرند . اگر بخواهیم ، می توانیم با یاری یک دیگر ، موجی به راه بیندازیم . بی تردید نمی توانیم امسال یا سال دیگر جلوی این تجارت سیاه را بگیریم . اما می­توانیم اثری قابل توجه در کاهش این عمل غیرانسانی بگذاریم . اگر در وبلاگ­تان این نوشته یا نوشته­ای شبیه این را گذاشتید (5) ، به جمع ما بپیوندید . حتما آگاهي ­رسانی کنید تا شما را نیز به جمع مخالفان این عمل غیرانسانی بی فزاییم . این کار را نه برای شهرت وبلاگ شما ، بلکه برای نشان دادن زيادي کسانی که هنوز به انسانیت پایبندند انجام می دهیم . نکته مهم تر این که دیگران را هم تشویق کنیم که این آگاهی رسانی را از راه وبلاگ ، ایمیل یا پیامک انجام دهند . چطور دلمان می­آید سال نو را در کنار سفره­ای آغاز کنیم که يك زندانی دَم مرگ را در چنگال خود دارد ؟ زندان ، زندان است ؛ چه فرقی می کند اسمش اوین باشد ، یا کهریزک ، یا تنگ شیشه­ای ؟ یا قفس ؟

منبع :

۱) وبلاگ آقاي امير هاشمي مقدم ، http://www.moghaddames.blogfa.com

۲) اندكي ويرايش و اضافه از علي كرمي ، مدير وبلاگ


برچسب‌ها: ماهی قرمز نوروز عید هفت سین سال نو
[ 90/12/13 ] [ 9:33 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

درود بر همه ي دوستان وب نويس و وب گرد ...

قله ي كان سيفي

قله ي  مله پنجاب ، کوه كان سيفي ؛ بلندترين قله ي كبيركوه (كوور) ؛ مسير دره شهر - ايلام

پس از گذشت سه سال وبلاگ محيط زيست و آثارباستاني استان ايلام به وبسايت تبديل شد !

البته با وجود اين كه هنوز امكانات و نحوه ي مديريت در سطح وبلاگ است ولي در آينده ي نزديك با طراحي قالب و خريداري هاست و ... بر آنم كه با كمك تمام دوستان و به ويژه هم استاني هاي خوبم به منبعي كامل براي ايلام شناسي تبديل شود ...

از هم اكنون پذيراي ديدگاه ها و طرح و برنامه هاي شما براي دستيابي بهتر به اين مهم هستم .

زين پس با اين آدرس وارد شويد و از دوستاني كه پيوند (لينك) وبلاگ من را ثبت كرده اند خواهش مي كنم كه آدرس گذشته را ويرايش كنند .

آدرس جديد : www.aroosezagros.com

با سپاس فراوان ؛ علي كرمي - مدير وبسايت

[ 90/06/29 ] [ 19:21 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

                             به نام یزدان                         

™EM (ریزاندامگان کارا) چیست ؟!؟

™EM علامت اختصاری واژه های Effective Microorganisms است و برگردان پارسی آن ریزاندامگان کارا می باشد . ™EM از ترکیب آزاد و سودمند میکروارگانیسم هایی که اغلب در تولید فرآورده های خوراکی به کار می روند پدید آمده است . این میکروارگانیسم ها هنگامی که در تماس با مواد ارگانیک قرار می گیرند ویتامین ها ، اسید های طبیعی ، مواد معدنی و آنتی اکسدان ها را تولید می کنند . فن آوری ™EM حدود ۳۰ سال پیش توسط پروفسور هیگا (Prof . Higa) استاد دانشگاه ریوکیوز در اکیناوا ژاپن کشف شد .

هدف پروفسور هیگا از کشف ای ام یافتن جایگزینی برای کودهای شیمیایی در کشاورزی بود و پس از کسب دست آوردهای بزرگ در این زمینه در 130 کشور جهان ، اکنون از سودمندی های آن در عرصـه های دیگری همچون کشاورزی ، کشاورزی زیستی ، دامداری ، زیست پالایی ، سازه های بتنی ، بهداشت درمان ، پاکسازی سازگار با محیط زیست ، مواد آرایشی ، بهسازی آب ، مدیریت ضایعات ، بازیافت و ترمیم محیط زیست و غیره ... نیز استفاده می شود . ™EM آلوده کننده محیط زیست نیست ، مواد شیمیایی در تولید آن به کار نرفته است و آن را در گروه کودهای شیمیایی نمی توان گذاشت و هورمونی هم نیست . و از دگرگونی های ژنتیکی نیز به دور می باشد . تکنولوژی ™EM یک جایگزین سازگار با محیط ریست برای محصولات شیمیایی است . ایشان مدیر سازمان پژوهشی ™EM معروف به EMRO بوده تنها سازمانی که به طور رسمی توسعه و ترویج ™EM را در سراسر جهان بر عهده دارد .

™EM به ویژه در بردارنده ی سه خانواده ی باکتری های اسید لاکتیک ، مخمرها و باکتری های فتوسنتز می باشد .

مخمرها : مواد ارگانیک را تخمیر می کنند و دارای ویتامین ها و اسیدهای آمینه هستند . از آن ها برای تهیه ی نان و ماالشعیر استفاده می شود .

باکتریهای اسید لاکتیک : مواد ارگانیک را تخمیر می کنند و تولید اسیدهای ارگانیک می کنند تا عوامل بیماری (پاتوژن ها) را زیر فشار قرار می دهند . از آن در تهیه ی ماست و ترشیجات استفاده می شود .

باکتری های فتوسنتز کننده : آن ها دارای یک نقش کلیدی در ™EM هستند و در حفظ بالانس با دیگر میکروارگانیسم های سودمند کمک می کنند. و برای آن ها امکان همزیستی و همکاری با یکدیگر را فراهم می سازد .

نقش میکروارگانیسم ها در محیط زیست :

اگر میکروارگانیسم ها به رنگ قرمز بودند ما اکنون همه جهان را به رنگ قرمز می دیدیم و این بدین معناست که آن ها مانند یک لایه تمام سطح لایه کره زمین را پوشانده اند . میکروارگانیسم ها در همه جا حضور دارند . از درون یخ های قطب شمال تا درون آتشفشان ها و از درون کویرها تا ژرفای اقیانوس ها . از روی پوست و مویمان تا درون سیستم گوارشی بدنمان و به شکل ساده همه جا و همه جا .

هزاران سال است که انسان ها از ویژگی های آن ها در پزشکی و تولید خوراک بهره برده اند و دهه هاست که کشورهای مترقی جهان از آن در عرصه های گوناگون استفاده می کنند .

به طور کلی در طبیعت 3 نمونه میکروارگانیسم وجود دارد ؛

  • سازنده ها (احیاکننده ها) regenerative microorganisms
  • خنثی (سازش کارها ، فرصت طلب ها) neutral microorganisms
  • تجزیه کننده ها (فاسد کننده های تدریجی) degenerative microorganisms

™EM در گروه سازنده ها و احیاکننده ها قرار دارند آنها می توانند مستقیم و یا غیر مستقیم از فاسد شدن مواد جلوگیری کنند و بدین وسیله سلامتی جانداران و محیط زیست را به ارمغان بیاورند . میکروارگانیسم های تجزیه کننده به طور دقیق بر خلاف راه و روش میکروارگانیسم های سازنده ها عمل می کنند . میکروارگانیسم های خنثی ، سازشکارها یا فرصت طلب ها بزرگترین گروه را تشکیل می دهند . آن ها در محیط از گروهی که حاکم و چیره است پیروی می کنند . بنابراین هنگامی که در آن محیط میکروارگانیسم های سازنده و احیاکننده حکمفرما می شوند خنثی ها یا همان فرصت طلب ها به روند سازندگی و احیا می پیوندند . از این رو استفاده از ریزجانداران کارا روز به روز عرصه های تازه را در ابعاد گوناگون می گشاید .

Balance


™EM میکروارگانیسم های موجود در جهان را وادار می کند که در راستای حکمفرمایی میکروارگانیسم های سازنده و احیا کننده گام بردارند . این چنین محیط سازنده و تخمیری نقش بسیار مثبتی را در سرسبزی سیاره ما و کیفیت و باروری خاک و زیست بوم ایفا می کند . تخمیر باعث جلوگیری از فساد در محیط می شود و به این دلیل میکروارگانیسم های احیاکننده و سازنده با کمک تخمیر قدرت حکمرانی پیدا می کنند ، بنابراین عوامل فساد و بیماری زیر فشار و کنترل قرار می گیرند و محیط مناسب تر و محصولات با کیفیت بالاتر را پدید می آورد .

با سپاس فراوان از آقای گورکانی ؛ مدیر سایت

منبع :

- وب سایت ریز اندامگان / Effective Microorganism با اندکی ویرایش

آدرس وب : http://www.em-pars.com

[ 90/04/04 ] [ 15:52 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

سفــــــــــــرنــــــــامه ؛سبقت آزاد ؛ سفر به خیر

در این جا می خواهم در قالب یک سفرنامه ی کوتاه نگاهی کلی داشته باشم بر طبیعت زمستانی استان ایلام و نیز مشکلات زیست محیطی و ...

در روز دوشنبه تاریخ 13/10/1389 از بندرعباس راهی استان ایلام ؛ عروس زاگرس و آلامتوی افسانه ها شدم .

طبق معمول به علت نبود پرواز مستقیم و همین طور عدم وجود راه آهن ؛ مجبور شدم با اتوبوس سفر کنم . سفری 10 روزه از یک استان گرم و مرطوب که در این فصل از سال دارای هوایی بهاری است به یک استان سردسیری که این روزها میزبان بارش برف و باران است و سرمای آن طاقت فرساست .

بحران ریشه

 بحران ریشه ... !؟! ؛ جاده سازی و عدم رعایت نکات زیست محیطی ؛ مسیر پهله - ایلام

 

غارنوردی

 من و غار (اشکه فت) بیشه در ملکی به نام چمه قل ؛ روستای خربزان (آبشاران) ؛ زمستان ۱۳۸۹

 

ابر و مه

 مه گرفتگی قله های (می مه نوی) و (چاله سی) ؛ روستای خربزان (آبشاران) ؛ ۱۳۸۹

 جهت دیدن متن کامل سفرنامه و عکس های بیشتر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ... !!؟


ادامه مطلب
[ 89/10/26 ] [ 22:3 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
شب یلدا ؛ یادگار آریایی ؛ آیین اهورایی ؛

شب یلدای 1389

شب يلدا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است . ايرانيان باستان ، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند .

شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است . و فرداي آن با دميدن خورشيد ، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد . اين بود که ايرانيان باستان ، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند .

اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد ، همان که در زبان انگليسي "day"خوانده مي شود .

يلدا و جشن هاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود ، يک سنت باستاني است . يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند . يلدا روز تولد ميترا يا مهر است . اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است . نور ، روز و روشنايي خورشيد ، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ، تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن . مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند . روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي .

براي در امان بودن از خطر اهريمن ، در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند .

از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي - که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است ، پديدار خواهد شد . و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است :

آن شب که سرورم زايد

نشانه اي از ملک آيد

ستاره از آسمان ببارد

هم آنگونه که رهبرم در آيد

ستاره اش نشان نمايد

ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان ، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح ، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا ، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود . ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست ، جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند .

همچنين گفته مي شود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت ، در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي ، روز ?? دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي شد . ولي پس از قرن چهارم A.D در پي اشتباهات محاسباتي اين روز به ?? دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز ? ژانويه را روز تولد مسيح جشن مي گرفتند . اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينکه نمي توانستند مردم را از برپاداشتن اين جشن منع کنند بنابراين روز کريسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند .

آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت ، تندرستي ، فراواني و شادکامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان ، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است . حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن ، آينده گويي مي کنند .

سفره ی شب یلدا

منبع :

سایت بیابان ها و کویرهای ایران http://www.irandeserts.com

[ 89/09/30 ] [ 13:50 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

دوستداران محیط زیست ؛ میانکاله را تنها نگذاریم !!؟

زمزمه های مجدد در مورد ساخت جاده ای در میان تالاب میانکاله !

تالاب میانکاله در 12 کیلومتری شمال شهر بهشهر واقع در استان مازندران است که این تالاب بخشی از

شبه جزیره میانکاله می باشد.

کنوانسیون تالاب های مهم بین المللی یا کنوانسیون رامسر در سال 1971 در شهر رامسر در استان مازندران برگزار شد و هدف اصلی آن مشارکت و همکاری کلیه کشور های عضو در جهت حفاظت از زیستگاه های تالابی بوده است بنابراین در سال 1354 تالاب میانکاله به عنوان تالاب بین المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسید و هم اکنون جزو 22 تالاب کنوانسیون رامسر محسوب می شود.

پناهگاه حیات وحش  میانکاله به لحاظ عدم وجود عوارض پستی و بلندی و به دلیل تغییرات آب و هوایی زیستگاه مناسبی برای پرندگان بومی ، جوجه آور و برخی از گونه های پرندگان گذران است و هم چنین گونه های گیاهی و جانوری بسیار زیادی را در خود جای داده است و به عنوان مامن و زیستگاه بخش عمده ای از تنوع گیاهی کشور حائز اهمیت است.

سه سال قبل با فشار برخی از مسئولان عملیات خاکریزی در تالاب به دلیل ایجاد جاده ای به طول 30 کیلومتر آغاز شد تا این جاده،  بهشهر را به شبه جزیره میانکاله متصل کند که با مخالفت دوستداران محیط زیست و اداره کل محیط زیست مازندران ، دادستان بهشهر دستور توقف عملیات را صادر کرد.

اما این روزها با سفر ریاست جمهوری به مازندران دوباره زمزمه های ساخت جاده در میانکاله قوت گرفته است.

به گزارش سبزپرس مقیمی نماینده شهر بهشهر-نکا به همراه تنی چند از مسولان شهر بهشهر از جمله شهردار و فرماندار درصدد تصویب این طرح به عنوان یکی از مصوبات استانی دولت در هفته آینده هستند این در حالی است که بیش از200 نفر ازاعضای تشکل های زیست محیطی بهشهر و زاغمرز، بازاریان و مردم این شهرستان با ارسال نامه ای به رئیس جمهور خواستار جلوگیری از ساخت جاده در داخل تالاب بین المللی میانکاله شدند.

تالاب بین المللی میانکاله بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه و دریاچه بختگان، مهمترین زیستگاه گذرانی پرندگان مهاجر است که هرساله میلیونها پرنده مهاجر را میزبانی می کند.

زنگ خطر نابودی شبه جزیره میانکاله به صدا درآمده است به راستی آیا می شود این منطقه را با وجود تمام ویژگی های منحصر به فردش نادیده گرفت ؟

منبع : http://nnnn.blogfa.com

نگذاریم تالاب بین المللی میانکاله نیز مانند دریاچه ی ارومیه و بختگان و ... از بین برود .

[ 89/09/07 ] [ 18:0 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

سلام دوستان

تعجب نكنيد ! درسته كه  كيك تولد ربطي به موضوع وبلاگ من ندارد ولي اين يه كيك تولد وي‍ژه است!

اين كيك تولد خودم هست! ۲۳ ساله شدم!

خوبه بدانيد جشن تولد امسالم با اينكه پايان ۲۲ سالگيم بود بلكه پايان دانشگاهم نيز بود!

كيك تولد امسالم را به خاطر عشق به محيط زيست با نام محيط زيست و سازمان جهاني حفاظت تزيين كردم!

تولد همه ي متولدين بهمن ماه مبارك باشد

تولدت مبارك ... !!؟

[ 88/11/15 ] [ 14:8 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

آب‌شناسي (دانش هيدرولوژي) در ايران باستان


جهش امپراتوري شكوهمند ايرانيان در زمان هخامنشيان و تعالي و ترقي آن در زمان ساسانيان، و ديرپايي اين تمدن مديون دانش آب‌شناسي ايرانيان يود.

مردمان ايران‌زمين از ديرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌اي زندگي‌بخش و ارزشمند آگاهي داشتند. نياز طبيعي بشر به آب، وضع جغرافيايي فلات ايران و كميابي اين مايع گرانبها، ارزش اين ماده را نزد ايرانيان صدچندان نموده و آن را در جايگاه والايي قرار مي‌داده است. براي آنكه به ارزش والاي آب در ديدگاه ايرانيان باستان پي ببريم، كافي است كه نيم‌نگاهي به اوستاي زرتشت اندازيم.



آناهيتا، ايزد آب‌ها، كه گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم ميكشيدند، يكي از بزرگ ايزدان پيش از زرتشت بود، و نيايشگاههاي او در كنگاور (كرمانشاه) و بيشابور (فارس) نمايان است، در اوستا مورد ستايش بسيار بوده و هم مرتبه ميترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار مي‌گيرد. آب در آيين زرتشت پاك است و مظهر پاكي و بايد كه همچنان پاك باقي بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست مي‌كند كه رودها را از آبي به سترگي شانه اسب لبالب نموده و به پيروان خويش مي‌‌آموزد كه آلوده نمودن آب، به هر شكل و گونه‌اش، خلاف دين و اهريمني است. اينچنين است كه شناخت آب در ايران‌باستان با وابسته داشتن صفات ويژه به آن و ارجمند داشتن اين ماده زندگي‌بخش آغاز مي‌شود. هنوز هم بازمانده آيين‌هاي ايزد آب‌ها در جاي‌جاي ايران برگزار مي‌شود كه براي نمونه مي‌توان به مراسم جوي‌روبي و بيل‌گرداني در دامنه آتشكده آتش‌كوه در نيمور، محلات اشاره نمود.

در ايران‌باستان، صدها سال پيش از آنكه نخستين فرضيه‌هاي مربوط به آب‌شناسي ارائه شود، به گونه‌اي شگفت‌آور و باورنكردني، پاسخ يكي از مهمترين و دشوارترين مسائل مربوط به يافتن آب و آب‌هاي زيرزميني يافته شده بود. سنگ‌نوشته‌ها و لوح‌هاي باز مانده از ايران باستان، بيانگر اين است كه مردمان ايران‌زمين آب‌هاي زيرزميني را با كندن كاريزهاي دراز و بسيار عميق برآورده به روستاها و شهرهاي خود مي‌رساندند. اينكه نخست‌گاه اين كاريز كجا بوده و در چه مناطقي به آب مي‌توان دست يافت و اينكه كاريز چگونه بايد ساخته شود، شايد مهمترين مساله‌اي بوده است كه بشر از آغاز تمدن تا كنون در دانش آب‌ياري و آب‌رساني با آن روبرو بوده است. پرفسور هانري گوبلو كه بيش از 30 سال بر روي قنات‌هاي ايران بررسي و مطالعه انجام داده است در كتاب قنات، فني براي دستيابي به آب ،عظمت قناتهاي ايران را برابر با ديوار چين مي‌داند. مجموعه طول قناتهاي ايران بيش از چهارصد هزار كيلومتر، بيش از فاصله زمين تا ماه، و قنات گناباد به طول سي‌وپنج كيلومتر و ژرفناي بيش از سيصد متر و چاه‌هايي با فواصل منظم پنجاه متري، از زمان هخامنشيان، يك شاهكار بي‌نظير در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امريكايي مانند اف.ديكسي در نوشتار يك كتابچه علمي براي سازماندهي آب، ام.ا.باتلر در كتاب آبياري به كمك قنات در ايران، سي.اف.تولمان در كتاب آب‌هاي زيرزميني، ژي.بي.كرسي در كتاب قنات و كاريز، ژي.بيژليبين‌كت در كتاب آب‌شناسي و هانري گوبلو در كتاب‌هاي آبياري در كاليفرنيا و قنات، فني براي دستيابي به آب خود همگي بر اين باورند كه قنات‌هاي لوس‌آنجلس و پاساداناي كاليفرنيا، همچنين قنات‌هاي شيلي و مكزيك، در زمان سلطه اسپانيايي‌ها، توسط مهندسان، متخصصان و كارگران ايراني ساخته شده است.

به خاطر داشته باشيم كه تمدن‌هاي باستاني همگي در كنار رودهاي بزرگ، همانند نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، يانگ‌تسه و ... شكل گرفتند اما تنها تمدني كه به دور از هرگونه رودخانه عظيم شكل گرفت و مالك‌الرقاب جهان باستان شد، ايران بود. جهش چشمگير امپراتوري ايران مديون قنات بود. در زمان هخامنشيان، اگر كسي زمين بايري را با احداث قنات آب‌ياري مي‌كرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بود. به گواهي تاريخ مصر، درياسالار پارسي اسكيلاكس هخامنشي هنگام اقامت در مصر، فنون احداث كاريز را به مصريان آموخت. در زمان ساسانيان، رساله مديگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لايروبي قنات و كاريز، و استفاده هوشمندانه از آن، تاليف شده است.

در نوشته‌هاي دانشمندان ايراني پس از اسلام، به نكته‌اي شايان توجه بر مي‌خوريم و آن اينكه بسياري از دانشمندان ايراني در دوران اسلامي، هريك به گونه‌اي، به جنبه‌هاي گوناگون دانش آب‌شناسي پرداخته‌اند. دانش آب‌شناسي در آن دوران نيز مانند امروز دربردارنده بررسي دوره گردش آب يا چرخه آب (سيكل آب) در طبيعت، جريان آب در روي زمين، آب‌هاي زيرزميني، چشمه‌ها، درياچه‌ها، درياها و اقيانوس‌‌ها و چگونگي دگرگوني‌هاي كمي و كيفي آب‌هاي آنها مي‌شده است.

دانشمند بزرگ ايراني، ابوريحان بيروني در آثارالباقيه، در باره زياد و كم شدن آب رودخانه‌ها، چشمه‌سارها و كاريزها مي‌گويد:

زياد شدن آب‌ها در جميع اوديه و انهار به يك حالت نيست، بلكه اختلاف بزرگي با هم دارند. چنانكه جيحون هنگامي آبش زياد مي‌شود كه دجله و فرات رو به كمي گذارد و علت اين است كه هر رودخانه‌اي كه سرچشمه آن در نواحي سردسير باشد، آب آن در تابستان زيادتر و در زمستان كمتر است، زيرا بيشتر آب‌هاي اصلي آن از چشمه‌سارها گردمي‌آيد و رطوبت‌‌هايي كه در كوه‌هايي كه اين رودخانه‌ها از آن بيرون مي‌آيد و يا از آن مي‌گذرد سبب زيادت و نقصان آب اين رودخانه‌ها مي‌شود.

ديگر انديشمند بزرگ ايران، ابوعلي سينا در دانشنامه علايي (طبيعيات) در باره جذر و مد درياها و اثر ماه بر آن گويد:روشنايي و قوت‌ها كه از آفتاب و ستارگان است در اين عالم اثر كند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه كه آب درياها را مد كند.و هم او درباره پديده‌هاي بارندگي گويد:و اما بخار چون از گرمگاه برخيزد جنبش وي گرانتر بود و چون به آن جايگاه رسد از هوا كه سرد بود، سرماي آن جايگاه او را ببندد. ... و هرگاه كه بخار زمين بفسرد، ابر شود ... و اين را سه حكم بود. يا اندك بود، كه و را گرمي آفتاب بروي افتن، زود متفرق كند. يا قوي بود، كه آفتاب اندر وي فعل نتواند كردن، كه پراكندش، پس چون گردآيد، و يك اندر ديگر نشيند، و خاصه كه باد گردآورش ديگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندريابدش، پيش از آن كه قطره‌ها بزرگ شود و برف بود.

دانشمند ايراني سده پنجم هجري، ابوحاتم اسماعيل اسفزاري خراساني، كه براي نخستين بار در جهان پديده‌هاي جوي و هواشناسي را در كتاب خود به نام آثار علوي (Meteorology)، گردآوري نموده و او را به حق بايد پدر دانش هواشناسي نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم مي‌گويد:

هرگه كه حرارتي از تابش خورشيد يا از جوهر آتش به آب رسد، مدتي با او بماند، آب مستحيل شود، و از جاي خود برخيزد، و به سوي بالا بر شود، آن را بخار گويند، چون گرما بر بخار مستولي شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتي بر آن بخار مستولي شود، جوهر آب گردد، و قصد زمين كند، آنگاه آن را باران گويند، پس اگر هوا ساكن بود، آن دانه‌ها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرك بود، آن دانه‌هاي خرد به يكديگر بپيوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتي به افراط بر آن غالب آيد جوهر برف باشد ... هرگاه كه هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولي گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطره‌هاي آب از برگ‌ها بياويزد، آن را شبنم (صقيع - dew ) خوانند ... .

وي همچنين مطالعات و بررسي‌هايي در باره چگالي آب‌هاي گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. رياضي‌دان و مهندس بزرگ سده پنجم هجري، محمد بن حسين كرجي، ديدگاه‌هاي بسيار جالبي در باره آب‌شناسي دارد و در كتاب خود استخراج آب‌هاي پنهاني، انباط الميا الخفيه، به بررسي روش‌ها و قواعد مربوط به تشخيص آب‌هاي زيرزميني مي‌پردازد. او مي‌گويد:

خداي بزرگ در روي زمين آبي ساكن آفريد، كه همچون گردش خون در بدن جانوران در جريان است. اين آب با افزايش و كاهش بارندگي، افزون و كم نمي‌شود (چرخه آب در طبيعت) ... اين آب بيشتر شكاف‌هاي درون زمين را پر مي‌كند، و تا آنجا كه مانعي سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت ديگر مي‌پيوندد ... آب‌هايي كه در زير زمين قرار دارند نيز در بعضي مواضع مانند رودها جاري هستند و در بعضي موارد ديگر مانند دريا ساكن و آرامند.

در نزهت‌نامه علايي، دانشنامه بزرگ فارسي، تاليف شهمردان‌بن‌ابي‌الخير رازي، در سده ششم هجري، مطالب گوناگون و جالبي در باره آب‌شناسي آمده است.

آب، مد و جزر درياي پارس از عجايب است و به شبانه روز دو دفعه زيادت و نقصان گيرد، و در سير ماه بسته است ... و جاي هست كه مقدار پنجاه ارش زمين خشك به وقت مد آب، بالا گيرد به هر دفعتي، ... .

ناوخداي، بزرگ‌ بن شهريار رامهرمزي، دريانورد بزرگ ايراني در سده چهارم هجري، كه سفرهاي اكتشافي فراواني به شرق انجام داد، در كتاب بسيار جالبي به نام عجايب الهند، شرح كاملي از توفان‌هاي درياي هند، مانسون، ارائه نموده است. دريانورد معاصر او ابهره كرماني نيز، كه در آن روزگار هفت سفر دريايي به چين و شرق دور داشته است نيز، مانسون هند و تيفون چين (هاريكن‌ها يا سايكلون‌هاي شرق آسيا)، را در نوشته‌هاي خود شرح داده است. جيهاني، وزير دودمان سامانيان نيز اطلاعات خويش را در باره اين توفان و همزماني آن با بادهاي 120 روزه سيستان، در كتابي گردآوري نموده است. سليمان سيرافي و مهران وهب سيرافي از دريانوردان ايراني سده سوم و چهارم هجري، كه سفرهايي به چين و هند داشته‌اند، و همچنين سهل بن آبان دريانورد ايراني سده ششم هجري كه سفرهايي به هند و شرق افريقا داشته ‌است، و سليمان مهري دريانورد سده نهم هجري، نيز در سفرنامه‌هاي خود به باران‌هاي موسمي هند و منشا احتمالي آنها، اشاره كرده‌اند.

مسعودي مورخ ايراني در كتاب التنبيه و الاشراف، به ذكر منشا رودها و درياها پرداخته و از بسيار از پديده‌هاي آبي سرزمين ايران، سخن رانده است. توصيف زيبا و دقيق ناصرخسرو در سفرنامه‌اش، از فانوس‌هاي دريايي (خشاب‌هاي) درياي پارس، نمايانگر دانش آب‌شناسي و دريانوردي ايرانيان است.

اشاره كوتاهي به اين مساله چندان دور از تدبير نيست كه سد كوريت در نزديكي طبس در خراسان جنوبي كه در زمان هخامنشيان، در منطقه‌اي فوق‌العاده، ساخته شده و يكبار در زمان ساسانيان نوسازي و بار ديگر به فرمان و انديشه خواجه نصيرالدين توسي، در اوج شكوفايي مكتب مراغه، ديواره آن، بر روي شالوده هخامنشيان، كاملا بازسازي شده است، با ارتفاع بيش از 64 متر، بيشتر از شش صد سال، بلندترين سد جهان بوده است.

در دوران هخامنشيان بيش از 60 سد در ايران ساخته شد و اين جداي از پل- بند‌هاي اين دوره است. در زمان ساسانيان پل و بند شوشتر با درازاي بيش از پانصد متر ساخته شد. تاريخ نام سازنده اين پل و همچنين سد شادروان (Shadervan) شوشتر را يك مهندس ايراني به نام برانوش پارسي ثبت كرده‌است. پل‌دخترهايي كه در سراسر ايران از جمله سروستان و ميانه به چشم مي‌خورند منسوب به آناهيتا، ايزد آب‌ها بوده‌اند.

اختراع سه نوع آسياب آبي، نمايانگر دانش و بينش ژرف ايرانيان باستان در كليه علوم از جمله آب‌شناسي است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پره‌هاي قاشقي، دوم آسياب چرخي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند، و سوم آسياب شناور، كه با پره‌هاي بزرگ پارويي دوران مي‌كرده است و در رودخانه‌هاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمايي مي‌كند.

دستگاه پالايش آب چغازنبيل (زنگه ويل - شهر زنگه)، نخستين و قديمي‌ترين دستگاه پالايش آب در جهان است كه برابر با قانون ظروف مرتبط آب گل‌آلود رودخانه كرخه را به آبي سالم و گوارا تبديل مي‌نموده است. و آب‌انبارهاي كويري ايران هم كه خود حديث مفصلي است. و اين چكيده خود اندكي است از دانش آب‌شناسي ايرانيان كه از دسترس چپاولگران زمانه و چنگ‌ورزان بيگانه در امان مانده و به ما رسيده. باشد كه ما شايستگي و بايستگي ميراث‌داري آنان را داشته باشيم. در سال 1289 رودخانه زاينده‌رود خشكيد. مردم در آن چاهي كندند به قرب سي زرع و آبي به زحمت مي‌كشيدند براي مشروبات. (تاريخ مسعودي)

نگارش و ويرايش: جعفر سپهري

منابع و ماخذ:

تاريخ علم در ايران مهدي فرشاد

تاريخ علم جورج سارتون

آب و هواي باستاني ايران محمدتقي سياه‌پوش

زندگي و مهاجرت نژاد آريا فريدون جنيدي

قنات، فني براي دستيابي به آب هانري گوبلو
[ 87/08/03 ] [ 18:6 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
گرمايش جهاني و پيامدهاي آن 

دکتر غلامعلی بسکی

درباره نگارنده: دکتر غلامعلی بسکی که به پدر محيط زيست ایران معروف است، در سال ١٣١٠ ه.ش. در سبز‌وار به دنيا آمد. وی در سال ١٣٤٥ با درجه تخصص جراحي زنان از دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شد.
از سال ١٣٤٩ گوشه‌گيري در جنگل گلستان را آغاز کرد. طي سال‌ها اقامت طولاني به مدت ٣٦ سال، كوهپيمايي‌هاي زياد در لابلاي جنگل‌ها و دره‌هاي پر درخت و پر از چشمه‌سارها، خلق و خوي طبيعت‌دوستي را دريافت و چندين بيماري مزمن ايشان از قبيل آب‌مرواريد چشم و ديسك كمر و حساسيت‌هاي پوستي معالجه گرديد.
رژيم غذايي ايشان كاملاً گياهي است و آب چشمه مي‌نوشد . دكتر بسكي با هدف خدمت به محيط زيست و طبيعت، زمين‌ها و ساختمان‌هاي قابل توجهي را وقف فعاليت‌هاي محيط زيستي نموده‌ است.


دانشمندان اقلیم شناس اینک با اطمینان بیان می دارند که گرمایش جهانی و وضعیت امروز ما، بخصوص در ۵۰ سال اخیر، به دلیل فعالیتهای انسانی است و به همین دلیل است که یخهای قطب نیز در حال آب شدن است. از آنجایی که یخها قطب بخش عمده ای از نور و اشعه خورشید را باز می تابانند و مانع جذب تمام آن به زمین میشوند، با از بین رفتن آنها، ۹۰ % گرمای خورشید توسط آب اقیانوس جذب میشود و باعث گرمایش بیشتر میشود. افزایش گرمایش اقیانوسها موجب آزاد شدن میلیاردها تُن گاز متان خواهد شد که تا بحال بدلیل سرد بودن آب اقیانوسها در زیر اقیانوسها "خفته" بودند.

مقادیر عظیم متان نه تنها در کف اقیانوس، بلکه در زیر لایه های یخ های منجمد قطب شمال نیز یافت می شود. در حدود هزار گیگا تُن  گاز کربن زیر لایه های منجمد دریاچه های قطب شمال محبوس شده است.  با افزایش دما، این لایه منجمد ذوب میشود و منجر به برخی از تخریب کننده ترین طوفانهای ثبت شده در تاریخ  می گردد.

بر طبق گفته دانشمندان انگلستان، افزایش دمای سطحی اقیانوس به اندازه نیم درجه سانتی گراد، منجر به افزایش % ۴۰ توفانهای شدید می شود. سازمان ملل نیز در مورد بلایای طبیعی سال ۲۰۰۷ گفته است که %۹۰ بدترین بلایا در نتیجه تغییرات آب و هوایی رخ داده اند.

بنا بر گفته یکی از معروفترین اقلیم شناسان دنیا، «جیمز هنسن»   James Hansen از ناسا: اگر به همین روال پیش برویم، ذوب یخهای قطب باعث افزایش سطح دریاها به اندازه حداقل ۲ متر خواهند شد و آن  موجب آواره شدن صدها میلیون نفر در دنیا میشود. زیرا تمام جزایر و خطوط ساحلی تحت تاثیر آن قرارمیگیرند و بهبود این وضعیت توسط انسان و در زمانی قابل پیش بینی امکان پذیر نخواهد بود.

بسیاری از گونه های حیوانی و گیاهی در حال حاضر بخاطر تاثیرات آب و هوایی از بین رفته‏اند و گونه های بسیاری از حیوانات مجبور به مهاجرت میشوند که در نتیجه اکوسیستم کل کره زمین را از هم می پاشد. در تاریخچه کره زمین، چند بار انقراض بیش از نیمی از موجودات زنده اتفاق افتاده، ولی بهبود آن وضعیت صدها هزار سال طول کشیده.

مقدار دی اکسید کربن در حد قابل قبول در اتمسفر نباید از ppm ۳۵۰ بالاتر برود ولی در حال حاضر مقدار آن در جوّ زمین  ۳۸۵ ppm  است و هر ساله ۲  ppm افزایش میابد.

اگر گازهای گلخانه‏ای همینطور افزایش یابند، نتیجه آن خیلی بیشتر از انقراض گونه ها و افزایش سطح آب دریاها خواهد بود.  ما اکنون از مرحله بحرانی گذشته ایم و به مرحله ی «جبران ناپذیر» نزدیک میشویم، زمان کم است باید سریع عمل کنیم.

به گفته‏ی Jay Zwally یکی از دانشمندان ناسا: احتمالا تا آخر تابستان سال ۲۰۱۲ دیگر یخی در قطب شمال نخواهد ماند. صنعت گوشت یکی از تولید کنندگان بزرگ متان و اکسید نیتروس است. این دو گاز گلخانه ای  ۲۳ تا ۳۰۰ برابر از دی اکسید کربن قوی تر و خطرناکتر هستد. در روند هضم غذای نشخوارکنندگان مانند گاو و گوسفند گاز متان بسیاری تولید میشود. متان حاصل از حیوانات اهلی مثل گاو و گوسفند، بالغ بر ۸۶ میلیون تن می باشد. ۱۸ میلیون تن دیگر نیز از  کود های حیوانی بوجود می آید. اینها روی هم % ۳۷ از مجموع گاز متان تولیدی را تشکیل میدهند. پرورش دام  پیامد هایی مانند تخریب جنگلهای استوایی، افزایش گرمای جهان، آلودگی ‏آب، کمبود آب، سوء استفاده از منابع انرژی، بیابان زایی و گرسنگی در جهان را در بر دارد. ‏
 

بر اساس گزارش سال ۲۰۰۷ سازمان ملل، یک پنجم آلودگی‏های گازهای گلخانه ای مربوط به صنعت گوشت میباشد که بیش از مجموع آلودگی همه خودروها، ماشین های باری و کشتی و هواپیما و سایر وسایل حمل و نقل است. تحقیقات نشان داده است که به عنوان مثال: اگر مردم بریتانیا، ۷ روز هفته گوشت نخورند، باعث حذف ۹۱ مگا تُن آلایندگی های گازهای گلخانه‏ای می شوند. این مقدار برابر با آلایندگی های گازهای گلخانه ای ۱۲.۵ میلیون خانوار در بریتانیا است که این تعداد نیمی از خانوارهای بریتانیا را تشکیل می دهد.  

اگر همه مردم بریتانیا به مدت ۶ روز در هفته، گیاهخواری کنند، کاهش آلودگی کربن آن مانند  حذف همه خودروهای بریتانیا که ۲۹ میلیون خودرو است، می شود.  اگر همه مردم بریتانیا به مدت ۵ روز در هفته، گیاهخواری کنند، می توانند ۶۵ مگاتن در آلاینده ها صرفه جویی کنند و انتشار میلیونها تن دی اکسید کربن را متوقف سازند که این مقدار از کاهش آلاینده های ناشی از کل برق خانه ها در انگلستان بیشتر می باشد. اگر همه مردم بریتانیا، به مدت ۴ روز در هفته گیاهخواری کنند، باعث صرفه جویی در انتشار ۷۸ مگاتن دی اکسید کربن میشود که این مقدار نیز معادل با حذف % ۷۰ از خودروها در جاده های بریتانیا است. با ۳ روز گیاهخواری نیز اثرات مثبت دیگری در راستای کاهش آلاینده ها به وجود می آید که به اندازه جایگزین کردن همه وسایل خانه  اعم از یخچال، فریزر، ماشین ظرفشویی و غیره با دستگاه های پربازده، استفاده از دیوارهای عایق بندی شده، پنجره های دوجداره، آبگرمکن ها و ترموستات های پر بازده، در انرژی صرفه جویی می کند.

برای تهیه خوراک دام مقدار زیادی آب نیاز است و چرای دامها، چرخه های آبی را بر هم می زند و یکی از عوامل عمده آلودگی آب است.  بانک جهانی تخمین میزند که دسترسی به آب تا سال ۲۰۵۰، به میزان ۵۰ % در خاورمیانه و شمال آفریقا کاهش یابد. بر اساس گفته مؤسسه بین المللی آب استکهلم، % ۷۰ از کل آبها برای تهیه غذا استفاده می شود، در حالیکه صنایع، % ۲۰ و خانواده ها % ۱۰ آن را مصرف می نمایند. حال در نظر بگیرید:  برای یک غذا با گوشت گاو بیش از ۴۵۴۲ لیتر آب مصرف میشود. برای یک غذای گوشت مرغ ۱۲۴۹ لیتر آب مصرف میشود برای یک غذای بدون محصول حیوانی، همراه با سویا، برنج و سبزیجات، ۳۷۰ لیتر آب مصرف میشود.  برای تهیه نیم کیلو گوشت، بین ۳ تا ۶ کیلو پروتئین گیاهی مصرف می شود و تهیه گوشت نسبت به گندم و سیب زمینی، هزار برابر بیشتر آب مصرف می کند. زندگی فردی که هم گوشت و هم سبزیجات می خورد، ۸۰ برابر بیشتر از کسی که فقط گیاهخواری میکند، زمین مصرف می‏کند. با غلات، لوبیای سویا، و چیزهای دیگری که روزانه تنها در ایالات متحده آمریکا به حیوانات داده می شود، می توان به همه انسانهای روی زمین دو  قطعه نان داد. اگر منابعی که برای تولید دام، به کار گرفته می شوند، صرف تولید غلات برای استفاده انسانها می شدند، ‏غذای بیشتری به مردم جهان می رسید. با غلاتی که امروزه خوراک احشام هستند میتوان ۲ میلیارد  انسان را تغذیه کرد. اگر جو دو سر تولید شده از یک جریب زمین به جای حیوان به انسان ‏خورانده شود، پروتئین تولید آن ۸ برابر و کالری آن ۲۵ برابر خواهد بود. پروتئین و کالری و نیاسین یک ‏جریب زمین بروکلی، ۱۰ برابر میزانی است که از گوشت حیوانی که در همان جریب زمین تغذیه شده بدست ‏می آید. ‏ما زیادی به حیوانات غذا می دهیم و نه تنها سعی داریم.  ۶.۷ میلیارد نفر انسان را تغذیه کنیم بلکه می خواهیم به بیش از ۵۰ بیلیون دام نیز غذا دهیم. و این یعنی بیش از % ۷۰ از غلات که تنها در آمریکا تهیه می شود، به حیواناتی  که به کشتارگاه ها می روند، خورانده می شود.  بیش از % ۴۰ از غلات تولیدی در سراسر جهان،به حیوانات دامی داده می شود. پروتئین تولیدی حیوانات از میزان پروتئین مصرفی آنها کمتر است. برای هر کیلوگرم  پروتئین حیوانی، به طور متوسط حدود ۶ کیلوگرم پروتئین گیاهی شامل غلات و علوفه مصرف می شود.

بر طبق آمار تعداد گرسنگان جهان در سال ۲۰۰۸، بیش از  ۸۶۲  میلیون نفر می باشند. غلاتی که امروزه به احشام داده میشود میتواند ۲ میلیارد نفر را سیر کند. یک سوم کل تولید غلات دنیا به حیوانات خورانده میشود.

گزارش جدیدی از صندوق کودکان سازمان ملل بیان می کند تغییرات آب و هوایی می تواند از طریق گرسنگی و فقر  سالانه منجر به مرگ ۴۰ هزار تا ۱۶۰ هزار کودکی شود که در جنوب آسیا، که در جنوب آسیا، و بخش هایی از آفریقا زندگی می کنند. کمیساری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نیز هشدار داده است که در خلال چندین دهه آینده،  بالغ بر یک بیلیون نفر از مردم بر اثر تغییرات آب و هوایی خانه های خود را از دست می دهند.

جنگلهای گرمسیری استوایی دنیا به طور یقین در عملکرد کره زمین نقش مؤثری دارند و غالبا  ریه های کره زمین نامیده می شوند، چون آنها اصولا دی اکسید کربن را با اکسیژن مبادله می کنند و اگر ما جنگلهای استوایی را تخریب کنیم آنوقت توانایی کره زمین برای جذب  دی اکسید کربن را در درون ناحیه بسیار پهناور جنگلهای گرمسیری استوا کاهش داده ایم.

تقریباً % ۲۰ از گازهای گلخانه ای جهان، از نابودی جنگلها نشأت گرفته اند، زیرا زمین جنگلهای صاف شده جهت چراگاه دامها و پرورش محصولات غذایی برای حیوانات و یا تهیه سوخت های زیستی به کار میروند.

"سازمان ابتکار دام، محیط زیست و توسعه" متعلق  به سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل برآورد کرد که « % ۷۰ از درختان آمازون بخاطر تولید گوشت قطع شده اند. از سال ۱۹۶۰، حدود % ۲۵ از جنگلهای استوایی آمریکای مرکزی سوزانده و به چراگاه تبدیل شده اند. ‏محاسبه شده است که هر ۱۰۰ گرم همبرگری که از حیوانات این منطقه بدست آمده، به بهای نابودی ۵ متر ‏مربع از جنگلهای استوایی بوده است.

% ۲۶ از سطح خاکی زمین برای چراگاه استفاده می شود. که سالانه در حدود ۲.۴ میلیارد تن دی اکسید کربن تولید می کند و بدتر از آن یک سوم زمین های کشت پذیر روی زمین برای تهیه محصولاتی استفاده میشود که به جای انسانها به مصرف غذایی حیوانات دامی می رسد. گله ها باعث فرسایش خاک می شوند که در حدود % ۲۰ از چراگاه ها به علت چریدن بیش از حد ‏در آنها، تراکم و فرسایش، ارزش خود را از دست داده اند. ‏

James Hansen اقلیم شناس معروف ناسا میگوید: من دو سال پیش گفتم که ۱۰ سال برای توقف گرمایش جهانی فرصت داریم، ولی منظورم این بود که ۱۰ سال فرصت داریم تا مسیر متفاوتی انتخاب کنیم. آن بدان معنی است که باید همین الان شروع کنیم به تغییر مسیر و عمل. در حقیقت باید تا یک سال و نیم آینده مسیری متفاوت انتخاب کنیم.  
 

 
 
منابع:
[ 87/07/29 ] [ 16:10 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]

  استان ایلام  

در غربی ترین نقطه ایران درمیان دامنه های زاگرس استانی وجود داردکه در کتیبه های باستانی آن را آلامتو به معنای سرزمین کوهستان یا طلوع خورشید نامیده اند. استان ایلام ، که زمانی ساتراپ نشین هشتم دولت ماد بوده و بیست و سومین ساتراپ (ایالت یا استان) داریوش هخامنشی. استان ایلام با قدت تاریخی دیرینه اش از دیر باز مورد توجه اندیشمندان و مشاهیر بزرگ بوده است. شکل گیری اولین تمدن بشری در تپه های علی کش واقع در شهرستان دهلران ،تپه های هلیلان و نیز چغا آهوان در مهران اندیشمندانی چون واندنبرگ بلژیکی را بر آن داشت تاسالها به عنوان یک باستان شناس در این دیار به کاوش بپردازد . استان ایلام استانی است که می توان آن را ساتراپ یا استان مهر نامید. این دیار با مردمانی مهربان ،مهمان نواز به تمام معنا و غیور که کرد زبان می باشند. در همه ادوار تاریخ زبان زد بوده ، که حتی جهانگردانی چون(هوگوگرونه) ، (جرج.ن.کرزن)، ( راولینسون )و فریا استراک با قدم گذاشتن بر این ساتراپ توصیفهایی از مردم ، جاذبه های طبیعی و بناهای تاریخی مهم در کتابهای خود برجای گذاشته اند. امید است بتوانم ایلام را تا حد ممکن به هموطنانم بشناسانم.

استان ایلام با مساحتی حدود 19086 کیلومتر مربع در یک منطقه کوهستانی و مرتفع واقع شده است. این استان در غرب و جنوب غربی کشور در میان رشته کوه های کبیرکوه از سلسله جبال زاگرس قرار دارد و از شمال به کرمانشاه، از جنوب به خوزستان، از شرق به لرستان و از غرب به كشور عراق محدود شده است.
ایلام به لحاظ آب و هوایی دارای ویژگی های خاصی نسبت به دیگر مناطق کشور است؛ به عبارت دیگر، فصول سال در ایلام چنان به هم آمیخته شده اند که نقاط گرمسیری و سرد سیری و معتدلش در آغوش هم بوده و از یکدیگر جدا نیستند. در حالی كه در مناطق شمالی استان هوا سرد و كوه ها سفیدپوشند؛ هوای گرم و طبیعت بكر و سرسبز مناطق جنوبی استان پذیرای گردشگران و مسافران طبیعت است. با توجه به اینکه تا سه دهه پیش در حدود 50 درصد مردم ایلام به صورت عشایری زندگی کرده و اکنون نیز بافت قابل توجهی از ترکیب جمعیتی ایلام به زندگی عشایری اختصاص دارد؛ زمینه های گسترش توریسم عشایری و روستایی به صورت بالقوه در استان مطرح است.

[ 87/02/29 ] [ 12:16 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
درباره وبلاگ

با سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید!
من علي كرمي مهندس منابع طبیعی_محیط زیست هستم
هدفم از ساخت این وبلاگ آشنا کردن دوست داران طبیعت و تاریخ ایلام به جاذبه های طبیعی زیبا و بکر گردشگري استان و همین طور آثار باستانی این دیار کهن می باشد! البته سعي بر آن دارم كه مكان هايي را به شما معرفي كنم كه تاكنون حرفي از آن ها زده نشده است و براي همه ي گردشگران تازگي خاصي دارند . بنابراين روستاهاي استان را بهترين مكان ها مي دانم و با يك برنامه ريزي دقيق بر آنم كه روستاهاي زيباي استان و طبيعت آن ها را بيشتر به شما معرفي كنم .
استان ایلام در بین استان های زاگرس نشین به دلیل داشتن طبیعتی زیبا و منحصر به فرد ، به عروس زاگرس معروف است !
در این استان چهار فصل سال را می توان با هم مشاهده کرد!
باستان شناسان ایلام را به دلیل داشتن قلعه های فراوان که قدمت بیشتر آن ها مربوط به عهد ساسانیان است ، شهر هزار قلعه نامیده اند!
در آخر این که با بررسی بحران های زیست محیطی استان و همین طور نگاه ریزبینانه به عوامل تخریب محیط زیست استان سعی بر آن دارم تا با کمک کارشناسان رشته های مختلف به راهکارهای ایده آلی در راه همسوسازی توسعه با محیط زیست برسیم و ضمن داشتن اقتصادی پویا و پایدار ؛ محیط زیستی عاری از هرگونه آلودگی داشته باشیم و به الگوی توسعه ی پایدار برسیم .

*** تــــــــوجـــــــــــه ***
در اين جا از همه ي دوستان و به ويژه هم استاني هاي گرامي ام كه مي خواهند در باره ي زيبايي ها و مشكلات محيط زيست و آثارباستاني محل زندگي آن ها سخني به ميان آيد ؛ درخواست مي كنم كه دانسته هاي خود را درباره ي محيط زيست و آثارباستاني استان زيبايمان ايلام با نوشتن نام منبع و همين طور عكس هاي خود را با نوشتن نام مكان عكس و عكاس براي اينجانب ارسال كنند تا با نام خودتان در وبلاگ منتشر شود .

په روه ردي كوردم ايلام خاكه مه
خاكي گشت كوردان دل پاكه مه

(علی کرمی : مدیر وبلاگ)
امکانات وب