|
محيط زيست و آثارباستانی استان ایلام استان ایـــلام دارای مـــنابع طبیعی فراوان و متنوع و آثـــار باستانی کهن می باشد
| ||
|
وبلاگ محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام در تاریخ ۲۹/۲/۱۳۸۷ همزمان با روز جهانی موزه و میراث فرهنگی راه اندازی شد . با سپاس از همه ی دوستانی که با انتقادها و پیشنهادهای سازنده ی خود به من کمک کردند تا انگیزه ام برای نوشتن و عکاسی دوچندان شود . تا همیشه ادامه خواهم داد ... محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام برچسبها: محیط زیست و آثارباستانی استان ایلام عروس زاگرس [ 91/02/28 ] [ 11:56 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
استان ایلام میزبان همیشگی گردوغبار عراق و سوریه و عربستان ... دوران ابتدایی بود که می خواندیم این ابر سیاه که می غرد و می بارد ، از کجا آمده است و به کجا می رود ولی اکنون باید به جای آن بخوانیم این گردوغبار ویرانگر که می آید و همه چیز را نابود می کند از کجا آمده است و به کجا می رود !
آری ... این سال ها (میانه ی دهه ی ۸۰ تاکنون) شاهد ورود گردوغبار از مرزهای غربی و جنوب غربی به کشور هستیم که گهگاهی به مرکز کشور و شمال غرب نیز سرایت می کند . در این بین استان محروم ایلام و زاگرس همیشه استوار به میزان زیاد آسیب دیده اند و می بینند ! استان ایلام به عنوان مرزبان غرب ایران توانسته است تا به امروز جانانه از این خاک نگهبانی کند و اکنون نیز ناچار است همچون فیلتری در برابر گردوغبار همسایگان عربی ایستادگی کند تا شاید آن هایی که شعار عدالت و تکنولوژی های آنچنانی و ... می دهند به خودشان بیایند و راه حلی برای این پدیده ی ویران کننده بیندیشند . به گفته ی خبرگزاری مهر مردم استان ما باید دعا کنند که گردوغبار به تهران برسد تا شاید مسوولان کشور به فکر چاره بیفتند که البته تنها در حد یک تشکیل جلسه و چندتا شعار است و مصاحبه ی رسانه ای !
کاش یکی پیدا شود که پاسخ دهد :
در پایان امیدوارم این همه شعار به ؛ به کار تبدیل شود !! منبع : ۱) کرمی ، علی ، یاداشت های سال ۱۳۹۱ ۲) عکس از خبرگزاری مهر برچسبها: گردوغبار آلودگی گردوخاک ایلام محیط زیست مالچ پاشی [ 91/02/27 ] [ 11:40 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
جنگلهای بارانی جنگلهایی هستند که به واسطه ی مقدار زیاد بارش متمایز میشوند . طبق تعریف میزان کمینه ی بارش سالانه در یک جنگل بارانی بین ۱۷۵۰ نا ۲۰۰۰ میلی متر است .
رویکرد زیست محیطی : در جنگل های بارانی (Rain Forest) بیشترین تنوع گیاهی و جانوری مشاهده می شود . این جنگل ها در مناطق گرمسیری از جمله آمریکای جنوبی و مرکزی ، آفریقا ، هندوستان ، سری لانکا ، ماداگاسکار و منطقه ی خاور دور قرار گرفته اند و بیشترین اکسیژن جو را تامین می کنند . امروزه با تخریب بالای این جنگل ها روبرو هستیم که 4 دلیل عمده می توان برای آن در نظر گرفت ؛ نخست آن که ، کشاورزان جنگل های بارانی را آتش می زنند تا از زمین آن به عنوان مزرعه استفاده کنند . پس از کشت چند ساله در این مزارع ، خاک آن ضعیف می شود و قدرت باردهی را از دست می دهد . از همین رو کشاورزان به سراغ جنگل های دیگر می روند . دوم آن که برخی از کارخانه ها ، جنگل های بارانی را می سوزانند و آنها را تبدیل به مراتعی برای چرانیدن دام ها می کنند . اما این چراگاه ها دیری نمی پاید که مواد غذایی خود را از دست می دهند و از این رو کارخانه ها به سراغ جنگل های دیگری می روند . سومین مورد ؛ کارخانه های چوب بری و الوار سازی هستند . بزرگترین ضربه به جنگل های بارانی را همین کارخانه های می زنند زیرا آن ها درختان با چوب مرغوب و استحکام بالا را قطع می کنند حال آنکه سرعت رشد این درخت ها بسیار پایین است . چهارم آنکه هنگامی که یک درخت بزرگ در جنگل قطع می شود برای آن که بتوان آن را از جنگل خارج کرد بسیاری از درختان دیگر هم از بین می روند . مشخصه های اساسی این جنگل های عبارتند از : انبوه گیاهان ، درجه حرارت بالا و بارش زیاد باران در طول سال . جنگل های بارانی از بیشترین تنوع زیستی در اکوسیستم برخوردار هستند . اگرچه آنها مساحتی کمتر از 7 درصد سطح زمین را به خود اختصاص داده اند . یک هکتار از جنگل های بارانی گرمسیری ، بیش از 600 نوع گیاه را شامل می شود . اما با هر درختی که توسط انسان ها قطع می شود توازن اکوسیستم به هم می خورد . جانوران بسیاری آشیان خود را از دست می دهند و یا آسیب می بینند . اما اگر درختی به طور طبیعی بر زمین بیفتد بسیاری از جانوران فرصت ترک آشیان خود را خواهند داشت . در این حالت نور خورشید می تواند بر زیر سایبان بتابد و بنابراین گیاهان زیر سایبان مجال رشد می یابند . در جنگل های بارانی ، درجه حرارت و میزان بارش باران باید در حد بالایی باشد و در طول سال با یکدیگر متناسب باشند . جنگل هایی که چنین ویژگی هایی را دارا می باشند ، بر روی خط استوا در جنوب و آمریکای مرکزی ، آسیا ، آفریقا و استرالیا واقع شده اند . بزرگترین جنگل های بارانی در جهان در جنوب آمریکا ، منطقه ی وسیع و پر از درخت حوزه ی رود آمازون در برزیل و کشورهای همسایه می باشد . مساحت این منطقه بیش از 3.5 میلیون کیلومتر مربع است ، که این میزان در حدود نیمی از کل جنگل های بارانی جهان را پوشش می دهد . در آسیا دو جنگل بارانی عظیم وجود دارد که یکی از آنها که از دیگری بزرگتر است در امتداد مجمه الجزایر مالایی قرار گرفته است که این منطقه جزایر بورنئو Borneo ، سوماترا Sumatra ، شبه جزیره مالایا و جمهوری فیلیپین را شامل می شود . از دیگر جنگل های بارانی مهم در آسیا می توان به جنگل هایی اشاره کرد که نخستین بار در گینه ی نو و استرالیای شمالی دیده شد . در آفریقا ، بیشتر جنگل های بارانی در امتداد کرانه ی آتلانتیک و حوزه ی رودخانه ی کونگو قرار گرفته اند . در نیم کره ی شمالی و جنوبی ، مناطق کوچکی از جنگل های بارانی معتدل دیده می شوند که در امتداد کرانه هایی با بارش و رطوبت بالا و زمستان های معتدل قرار گرفته اند . برای نمونه چنین جنگل های بارانی معتدلی در کرانه ی شمال غربی اقیانوس آرام ایالات متحده ی آمریکا و جنوب غربی کانادا می باشند . جنگل های بارانی عموما گرم و مرطوب هستند . میانگین دمای سالانه ی آن 25 درجه ی سانتیگراد است . دما در نزدیکی خط استوا در طول سال تفاوت اندکی می کند ، بنابراین دمای جنگل های بارانی تقریبا در طول سال یکسان می باشد . میانگین پایین ترین دما در حدود 18 درجه ی سانتی گراد است . جنگل های بارانی در مناطقی که دما تا صفر درجه ی سانتیگراد پایین می آید شکل نمی گیرد چراکه گیاهان بومی و حیوان ها با جنگل های تغییر ناپذیر تطابق نمی یابند . دما در جنگل های بارانی نه تنها به فاصله ی آن از خط استوا بستگی دارد بلکه تحت تاثیر ارتفاع نیز قرار می گیرد . با افزایش ارتفاع ، دمای شبانه به شکلی محسوس افزایش می یابد . این تغییر و تنوع در دما بر اکولوژی جنگل تاثیر می گذارد . ریزش سالانه ی باران در جنگل های بارانی می تواند از 1.8 میلی متر تا 9.0 متر در نوسان باشد . آن چه که مشخصه ی یک جنگل بارانی واقعی است ، توزیع ریزش باران در طول سال است . هیچ فصل خشکی در جنگل های بارانی وجود ندارد . در این جنگل ها هر ماه ، در حدود 100 میلیمتر باران می بارد . اگر زمانی جنگل های بارانی با دوره های خشکسالی روبرو شود این دوره ها معمولا کوتاه مدت و یا پیش بینی ناپذیر بوده اند . در بسیاری از اقلیم ها ، بخار آب باران به مناطق دور می رود و به صورت باران در آن مناطق فرود می آید ، اما در جنگل های بارانی نزدیک به 50 درصد از بارش باران حاصل تبخیرهای محلی است . هوای مرطوب و گرمی که اطراف جنگل های بارانی را در بر گرفته است ، محیط زیست را تشکیل می دهد که مانع از خروج آب زیاد از آن منطقه می شود . آب باران جنگل های بارانی به 3 شکل در می آید ؛ حجم زیادی از این آب توسط برگ ها و شاخه های درختان گرفته می شود . مقداری از آن از برگ ها و ساقه ی درختان به پایین فرو می ریزد و به زمین می رسد . اما درصد بالایی از این آب تبخیر می شود و به شکل قطرات ریزی در هوای مرطوب معلق می ماند . با وزش ملایم نسیم این قطرات ریز آب به طبقات بالاتر جو می روند و در آنجا سرد می شوند و ابرها را تشکیل می دهند . وقتی که مقدار قطرات وارد شده در جو به میزان مناسبی رسید فشرده و متراکم می شوند و به صورت قطرات باران بر زمین فرو می ریزند و این چرخه ادامه می یابد . برخلاف انبوه بیشه زارها که در جنگل های بارانی وجود دارد خاک این جنگل ها از نظر مواد مغذی و لازم که می باید توسط ریشه ی گیاهان جذب گردد ضعیف است . علت این کمبود مواد معدنی نیز آن است که مقدار زیادی از این املاح توسط باران های شدید جنگل های بارانی و دمای بالای آن ها از بین می رود . برای جبران ضعف خاک ، بسیاری از درختان گرمسیری مواد مغذی که در خاک موجود است جذب می کنند و در بافت های زنده شان نگهداری می کنند . برخلاف آنچه در جنگل های بارانی روی می دهد در جنگل های گرمسیری ، خاک های غنی جنگل های گرمسیری بهتر می توانند مواد مغذی را در خود ذخیره کنند و از این رو خاک غذای مورد نیاز درختان را برای آن ها فراهم می سازد . زمانی که عمر درختان جنگل های گرمسیری به پایان می رسد ، مواد غذایی از طریق تجزیه وارد خاک می شوند و خاک این جنگل مانند صندوقی مواد غذایی در خود حفظ می کند ، حال آنکه در جنگل های بارانی ، مواد خوراکی به سرعت توسط دیگر موجودات زنده جذب و مصرف می شوند . ساختار جنگل های بارانی به دلیل لایه های بی شمار گیاهی از سایر جنگل ها متمایز می گردد . سه لایه در جنگل های بارانی وجود دارد : لایه ی پایین ، لایه ی میانی و لایه ی بالایی . برچسبها: جنگل بارانی استوایی آمازون استرالیا آمریکا ادامه مطلب [ 91/02/12 ] [ 15:34 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
نوروزتان پیروز
هرروزتان نوروز
[ 90/12/24 ] [ 15:2 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
پیشاپیش فرارسیدن نوروز باستانی را به همه ی ایرانیان شادباش می گویم . شما را به خدا سوگند مي دهم ؛ ماهي قرمز نخريد ... !؟!
شما را به خدا سوگند میدهم بس کنید این ادعای اشرف مخلوقات بودنتان را ! کجا خدا گفته شما اشرف مخلوقات باشید تا جنگل ها را نابود سازید ؛ تا رودخانهها را آلوده سازید ؛ دریاچهها را بخشکانید ؛ نسل جانوران را منقرض سازید و باقیمانده ي آنها را برای لذت خودتان ، تنها و تنها برای لذت خودتان ، اسیر سازید ؟ کی گفته قناری کوچک درون قفس ، «مستانه» میخواند ؟ کی گفته طوطی درون قفس ، «شکرسخن» است ؟ کی گفته ماهی قرمز را اگر از تنگ آب بیرون بیاوری ، می میرد ؟ اصلا کی به شما اجازه داده ماهی قرمز را درون تنگی بیندازی که حالا اگر بیرونش بیاوری ، خواهد مرد ؟ متنفرم از آن ها يي که پرندگان را در قفس ، زندانی تکبر خودشان کردهاند . و تلاش ماهي ها را برای بیرون آمدن از تنگ کوچک تنهایی شان ، با ولع تمام به نظاره می نشینند . تاکنون شده یک بار خودتان را به جای این جانداران مادر مرده قرار بدهید ؟ ببینید چه لذتی دارد این که همه عمرت را در زندانی باشی که حتی گاهی نمی توانی بال هایت را به طور کامل در آن بگشایی ؟ و این که خوراکت تنها محدود به یک نوع (ارزن یا گندم یا هر کوفت و زهرمار دیگری) باشد ؟ و از دیدن گروههای هم نوعت محروم شوی ؟ و آرزوی داشتن جفت را به گور ببری ؟ یا دست بالا اگر جفتی داشته باشی ، همانی است که عدهای انساننما برایت با هزار منت آوردهاند و تو باید برای همین هم خدا را سپاس بگویی ؟ اکنون سومین سال است که درباره ي این موضوع در وبلاگم مطلب می نویسم . که درباره ي سنت جدید و غیرایرانی ماهی قرمز روی سفره هفت سین در وبلاگم می نویسم . نزدیک دو ماه است که دارم تلاش میکنم یک سازمان مردمنهاد (NGO) را در شهر نور به ثبت برسانم . دچار دستگاه بی سر و ته بوروکراسی ایرانی شدهام . ثبتنام تنها از طریق سایت وزارت کشور امکانپذیر است . سایت هم در مرحله ي آزمایش بوده و هر چقدر هم جان بکنی ، نمیشود ثبت نام کرد . جالب آنکه مسوول این سازمان ها در اداره ي مربوطه ، خودش هم نمیتواند وارد سایت شود ؛ اما تنها راهش همین است ! میخواستم این برنامه آگاهیرسانی درباره ي نادرست بودن خرید ماهی قرمز برای سفره عید را از طریق گروهی که تشکیل دادهام پیگیری کنم ؛ اما گویا امسال هم من ماندهام و همین وبلاگ . و البته امیدی که به شما خوانندگان دارم . به ویژه آنهایی که خودشان هم وبلاگ دارند . خواهش میکنم در وبلاگهایتان ، در برگه هاي فیسبوکتان ، در پیامک هايتان، در گفتگو با دوستانتان ، و در هر جا و هر زمان که میتوانید، در این باره آگاهي رسانی کنید . آگاهي رسانی کنید که ماهي ها هم حق زنده ماندن دارند ؛ که ماهي ها هم حق «آزادانه» زیستن دارند ؛ که این موجودات هم حساساند . بهگونهای که «با سر و صداهای ناگهانی و ضربات و تکان های زیاد ممکن است ماهي ها سکته نمایند و از بین بروند ؛ بدنشان نیز به آفتاب حساس است و با آفتابی که از پنجره میتابد ، ممکن است بدن ماهی آسیب دیده و بسوزد» (1) که این سنت ماهی سفره هفتت سین ، وارداتی است از فرهنگ چینی ؛ آن هم به نادرست . «۸۰ سال پیش به همراه ورود چای به ایران ، ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفرههای هفتت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد ؛ غافل از این که در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا هم زمان با رشد سبزههای سفرههاي مان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیك تر کنیم .جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتیي مان درباره ي نوروز ، ماهی قرمز جایگاهی ندارد . در میان رسوم زرتشتی در سفره ي عید ، انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند . اگر ایراني ها میدانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره ي هفت سین ندارد ، به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه ي عید ، سیب قرمز یا انار را در آب رها میکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد . هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی می ميرند . ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره ي هفت سین ، به خاطر هیچ . و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتی که ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند ، این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت . عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی است که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد . عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمالالملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است» (2) عاجزانه از تک تک شما میخواهم ابتدا خوب به این نوشته ، و به عاقبت این 5 میلیون قطعه ماهی که میتوانستند در آب های آزاد برای خودشان ، بین 25 تا 40 سال زیستن را تجربه کنند بیندیشید . و به فریب هایی که خودمان را دچارش کردهایم ؛ که «اگه آبش رو مرتب تمیز نگه داری ، زنده میمونه» ، «بعد از سیزده به در ، توی رودخانه رهايش میکنم» یا «میذاریمش توی حوض» یا ... پاسخ جمله هاي اول و سوم را که در بالا نوشتهام ؛ اما بی تردید آن ها که ماهی های قرمز را در رودخانه ها و دریاچهها رها میکنند ، آگاهي كافي درباره ي زیان های این کار و بر هم خوردن زیست بوم جانوری ندارند . که این ماهی های قرمز در محیط های غیربومی در اثر خوردن تخم ماهی های دیگر و همچنین جفت گیری با آن ها ، زیست بوم را به هم می ریزند (3) ، و نیز قارچ های روی بدن این ماهی ، باعث بیماری سایر ماهی ها میشود (4) و چندین و چند اثر ویرانگر دیگر ... !؟! همین حالا گوشی تان را بردارید ؛ و در کنار آن ده ها و شاید صدها پیامکی که هر روز می فرستید ، از همه ي دوستان و آشنایانتان بخواهید که ماهی قرمز نخرند . اگر بخواهیم ، می توانیم با یاری یک دیگر ، موجی به راه بیندازیم . بی تردید نمی توانیم امسال یا سال دیگر جلوی این تجارت سیاه را بگیریم . اما میتوانیم اثری قابل توجه در کاهش این عمل غیرانسانی بگذاریم . اگر در وبلاگتان این نوشته یا نوشتهای شبیه این را گذاشتید (5) ، به جمع ما بپیوندید . حتما آگاهي رسانی کنید تا شما را نیز به جمع مخالفان این عمل غیرانسانی بی فزاییم . این کار را نه برای شهرت وبلاگ شما ، بلکه برای نشان دادن زيادي کسانی که هنوز به انسانیت پایبندند انجام می دهیم . نکته مهم تر این که دیگران را هم تشویق کنیم که این آگاهی رسانی را از راه وبلاگ ، ایمیل یا پیامک انجام دهند . چطور دلمان میآید سال نو را در کنار سفرهای آغاز کنیم که يك زندانی دَم مرگ را در چنگال خود دارد ؟ زندان ، زندان است ؛ چه فرقی می کند اسمش اوین باشد ، یا کهریزک ، یا تنگ شیشهای ؟ یا قفس ؟ منبع : ۱) وبلاگ آقاي امير هاشمي مقدم ، http://www.moghaddames.blogfa.com ۲) اندكي ويرايش و اضافه از علي كرمي ، مدير وبلاگ برچسبها: ماهی قرمز نوروز عید هفت سین سال نو [ 90/12/13 ] [ 9:33 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
درود بر همه ي دوستان وب نويس و وب گرد ...
پس از گذشت سه سال وبلاگ محيط زيست و آثارباستاني استان ايلام به وبسايت تبديل شد ! البته با وجود اين كه هنوز امكانات و نحوه ي مديريت در سطح وبلاگ است ولي در آينده ي نزديك با طراحي قالب و خريداري هاست و ... بر آنم كه با كمك تمام دوستان و به ويژه هم استاني هاي خوبم به منبعي كامل براي ايلام شناسي تبديل شود ... از هم اكنون پذيراي ديدگاه ها و طرح و برنامه هاي شما براي دستيابي بهتر به اين مهم هستم . زين پس با اين آدرس وارد شويد و از دوستاني كه پيوند (لينك) وبلاگ من را ثبت كرده اند خواهش مي كنم كه آدرس گذشته را ويرايش كنند . آدرس جديد : www.aroosezagros.com با سپاس فراوان ؛ علي كرمي - مدير وبسايت [ 90/06/29 ] [ 19:21 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
™EM (ریزاندامگان کارا) چیست ؟!؟ ™EM علامت اختصاری واژه های Effective Microorganisms است و برگردان پارسی آن ریزاندامگان کارا می باشد . ™EM از ترکیب آزاد و سودمند میکروارگانیسم هایی که اغلب در تولید فرآورده های خوراکی به کار می روند پدید آمده است . این میکروارگانیسم ها هنگامی که در تماس با مواد ارگانیک قرار می گیرند ویتامین ها ، اسید های طبیعی ، مواد معدنی و آنتی اکسدان ها را تولید می کنند . فن آوری ™EM حدود ۳۰ سال پیش توسط پروفسور هیگا (Prof . Higa) استاد دانشگاه ریوکیوز در اکیناوا ژاپن کشف شد . هدف پروفسور هیگا از کشف ای ام یافتن جایگزینی برای کودهای شیمیایی در کشاورزی بود و پس از کسب دست آوردهای بزرگ در این زمینه در 130 کشور جهان ، اکنون از سودمندی های آن در عرصـه های دیگری همچون کشاورزی ، کشاورزی زیستی ، دامداری ، زیست پالایی ، سازه های بتنی ، بهداشت درمان ، پاکسازی سازگار با محیط زیست ، مواد آرایشی ، بهسازی آب ، مدیریت ضایعات ، بازیافت و ترمیم محیط زیست و غیره ... نیز استفاده می شود . ™EM آلوده کننده محیط زیست نیست ، مواد شیمیایی در تولید آن به کار نرفته است و آن را در گروه کودهای شیمیایی نمی توان گذاشت و هورمونی هم نیست . و از دگرگونی های ژنتیکی نیز به دور می باشد . تکنولوژی ™EM یک جایگزین سازگار با محیط ریست برای محصولات شیمیایی است . ایشان مدیر سازمان پژوهشی ™EM معروف به EMRO بوده تنها سازمانی که به طور رسمی توسعه و ترویج ™EM را در سراسر جهان بر عهده دارد . ™EM به ویژه در بردارنده ی سه خانواده ی باکتری های اسید لاکتیک ، مخمرها و باکتری های فتوسنتز می باشد .
مخمرها : مواد ارگانیک را تخمیر می کنند و دارای ویتامین ها و اسیدهای آمینه هستند . از آن ها برای تهیه ی نان و ماالشعیر استفاده می شود . باکتریهای اسید لاکتیک : مواد ارگانیک را تخمیر می کنند و تولید اسیدهای ارگانیک می کنند تا عوامل بیماری (پاتوژن ها) را زیر فشار قرار می دهند . از آن در تهیه ی ماست و ترشیجات استفاده می شود . باکتری های فتوسنتز کننده : آن ها دارای یک نقش کلیدی در ™EM هستند و در حفظ بالانس با دیگر میکروارگانیسم های سودمند کمک می کنند. و برای آن ها امکان همزیستی و همکاری با یکدیگر را فراهم می سازد . نقش میکروارگانیسم ها در محیط زیست : اگر میکروارگانیسم ها به رنگ قرمز بودند ما اکنون همه جهان را به رنگ قرمز می دیدیم و این بدین معناست که آن ها مانند یک لایه تمام سطح لایه کره زمین را پوشانده اند . میکروارگانیسم ها در همه جا حضور دارند . از درون یخ های قطب شمال تا درون آتشفشان ها و از درون کویرها تا ژرفای اقیانوس ها . از روی پوست و مویمان تا درون سیستم گوارشی بدنمان و به شکل ساده همه جا و همه جا . هزاران سال است که انسان ها از ویژگی های آن ها در پزشکی و تولید خوراک بهره برده اند و دهه هاست که کشورهای مترقی جهان از آن در عرصه های گوناگون استفاده می کنند . به طور کلی در طبیعت 3 نمونه میکروارگانیسم وجود دارد ؛
™EM در گروه سازنده ها و احیاکننده ها قرار دارند آنها می توانند مستقیم و یا غیر مستقیم از فاسد شدن مواد جلوگیری کنند و بدین وسیله سلامتی جانداران و محیط زیست را به ارمغان بیاورند . میکروارگانیسم های تجزیه کننده به طور دقیق بر خلاف راه و روش میکروارگانیسم های سازنده ها عمل می کنند . میکروارگانیسم های خنثی ، سازشکارها یا فرصت طلب ها بزرگترین گروه را تشکیل می دهند . آن ها در محیط از گروهی که حاکم و چیره است پیروی می کنند . بنابراین هنگامی که در آن محیط میکروارگانیسم های سازنده و احیاکننده حکمفرما می شوند خنثی ها یا همان فرصت طلب ها به روند سازندگی و احیا می پیوندند . از این رو استفاده از ریزجانداران کارا روز به روز عرصه های تازه را در ابعاد گوناگون می گشاید .
منبع : - وب سایت ریز اندامگان / Effective Microorganism با اندکی ویرایش آدرس وب : http://www.em-pars.com [ 90/04/04 ] [ 15:52 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
سفــــــــــــرنــــــــامه ؛ در این جا می خواهم در قالب یک سفرنامه ی کوتاه نگاهی کلی داشته باشم بر طبیعت زمستانی استان ایلام و نیز مشکلات زیست محیطی و ... در روز دوشنبه تاریخ 13/10/1389 از بندرعباس راهی استان ایلام ؛ عروس زاگرس و آلامتوی افسانه ها شدم . طبق معمول به علت نبود پرواز مستقیم و همین طور عدم وجود راه آهن ؛ مجبور شدم با اتوبوس سفر کنم . سفری 10 روزه از یک استان گرم و مرطوب که در این فصل از سال دارای هوایی بهاری است به یک استان سردسیری که این روزها میزبان بارش برف و باران است و سرمای آن طاقت فرساست .
ادامه مطلب [ 89/10/26 ] [ 22:3 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
شب یلدا ؛ یادگار آریایی ؛ آیین اهورایی ؛
شب يلدا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است . ايرانيان باستان ، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند . شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است . و فرداي آن با دميدن خورشيد ، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد . اين بود که ايرانيان باستان ، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا مي کردند . اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد ، همان که در زبان انگليسي "day"خوانده مي شود . يلدا و جشن هاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود ، يک سنت باستاني است . يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند . يلدا روز تولد ميترا يا مهر است . اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است . نور ، روز و روشنايي خورشيد ، نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ، تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن . مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند . روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي . براي در امان بودن از خطر اهريمن ، در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند . از منابع رومي مي دانيم که پيران و پاکان به تپه اي رفته ، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند که آن «رهبربزرگ» را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزي - که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است ، پديدار خواهد شد . و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب بهمن يشت بر جاي مانده و اين گونه است : آن شب که سرورم زايد نشانه اي از ملک آيد ستاره از آسمان ببارد هم آنگونه که رهبرم در آيد ستاره اش نشان نمايد ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان ، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح ، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا ، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود . ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست ، جالب اين است که يلدا کلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه کرده اند . همچنين گفته مي شود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت ، در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي ، روز ?? دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي شد . ولي پس از قرن چهارم A.D در پي اشتباهات محاسباتي اين روز به ?? دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز ? ژانويه را روز تولد مسيح جشن مي گرفتند . اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينکه نمي توانستند مردم را از برپاداشتن اين جشن منع کنند بنابراين روز کريسمس را به روز ?? دسامبر جابه جا کردند . آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت ، تندرستي ، فراواني و شادکامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان ، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است . حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن ، آينده گويي مي کنند .
منبع : سایت بیابان ها و کویرهای ایران http://www.irandeserts.com [ 89/09/30 ] [ 13:50 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
دوستداران محیط زیست ؛ میانکاله را تنها نگذاریم !!؟
زمزمه های مجدد در مورد ساخت جاده ای در میان تالاب میانکاله ! تالاب میانکاله در 12 کیلومتری شمال شهر بهشهر واقع در استان مازندران است که این تالاب بخشی از شبه جزیره میانکاله می باشد. کنوانسیون تالاب های مهم بین المللی یا کنوانسیون رامسر در سال 1971 در شهر رامسر در استان مازندران برگزار شد و هدف اصلی آن مشارکت و همکاری کلیه کشور های عضو در جهت حفاظت از زیستگاه های تالابی بوده است بنابراین در سال 1354 تالاب میانکاله به عنوان تالاب بین المللی کنوانسیون رامسر به ثبت رسید و هم اکنون جزو 22 تالاب کنوانسیون رامسر محسوب می شود. پناهگاه حیات وحش میانکاله به لحاظ عدم وجود عوارض پستی و بلندی و به دلیل تغییرات آب و هوایی زیستگاه مناسبی برای پرندگان بومی ، جوجه آور و برخی از گونه های پرندگان گذران است و هم چنین گونه های گیاهی و جانوری بسیار زیادی را در خود جای داده است و به عنوان مامن و زیستگاه بخش عمده ای از تنوع گیاهی کشور حائز اهمیت است. سه سال قبل با فشار برخی از مسئولان عملیات خاکریزی در تالاب به دلیل ایجاد جاده ای به طول 30 کیلومتر آغاز شد تا این جاده، بهشهر را به شبه جزیره میانکاله متصل کند که با مخالفت دوستداران محیط زیست و اداره کل محیط زیست مازندران ، دادستان بهشهر دستور توقف عملیات را صادر کرد. اما این روزها با سفر ریاست جمهوری به مازندران دوباره زمزمه های ساخت جاده در میانکاله قوت گرفته است. به گزارش سبزپرس مقیمی نماینده شهر بهشهر-نکا به همراه تنی چند از مسولان شهر بهشهر از جمله شهردار و فرماندار درصدد تصویب این طرح به عنوان یکی از مصوبات استانی دولت در هفته آینده هستند این در حالی است که بیش از200 نفر ازاعضای تشکل های زیست محیطی بهشهر و زاغمرز، بازاریان و مردم این شهرستان با ارسال نامه ای به رئیس جمهور خواستار جلوگیری از ساخت جاده در داخل تالاب بین المللی میانکاله شدند. تالاب بین المللی میانکاله بعد از خشک شدن دریاچه ارومیه و دریاچه بختگان، مهمترین زیستگاه گذرانی پرندگان مهاجر است که هرساله میلیونها پرنده مهاجر را میزبانی می کند. زنگ خطر نابودی شبه جزیره میانکاله به صدا درآمده است به راستی آیا می شود این منطقه را با وجود تمام ویژگی های منحصر به فردش نادیده گرفت ؟ منبع : http://nnnn.blogfa.com نگذاریم تالاب بین المللی میانکاله نیز مانند دریاچه ی ارومیه و بختگان و ... از بین برود . [ 89/09/07 ] [ 18:0 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
سلام دوستان تعجب نكنيد ! درسته كه كيك تولد ربطي به موضوع وبلاگ من ندارد ولي اين يه كيك تولد ويژه است! اين كيك تولد خودم هست! ۲۳ ساله شدم! خوبه بدانيد جشن تولد امسالم با اينكه پايان ۲۲ سالگيم بود بلكه پايان دانشگاهم نيز بود! كيك تولد امسالم را به خاطر عشق به محيط زيست با نام محيط زيست و سازمان جهاني حفاظت تزيين كردم! تولد همه ي متولدين بهمن ماه مبارك باشد
[ 88/11/15 ] [ 14:8 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
آبشناسي (دانش هيدرولوژي) در ايران باستان جهش امپراتوري شكوهمند ايرانيان در زمان هخامنشيان و تعالي و ترقي آن در زمان ساسانيان، و ديرپايي اين تمدن مديون دانش آبشناسي ايرانيان يود.
مردمان ايرانزمين از ديرباز به ارزش آب به عنوان مادهاي زندگيبخش و ارزشمند آگاهي داشتند. نياز طبيعي بشر به آب، وضع جغرافيايي فلات ايران و كميابي اين مايع گرانبها، ارزش اين ماده را نزد ايرانيان صدچندان نموده و آن را در جايگاه والايي قرار ميداده است. براي آنكه به ارزش والاي آب در ديدگاه ايرانيان باستان پي ببريم، كافي است كه نيمنگاهي به اوستاي زرتشت اندازيم. آناهيتا، ايزد آبها، كه گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم ميكشيدند، يكي از بزرگ ايزدان پيش از زرتشت بود، و نيايشگاههاي او در كنگاور (كرمانشاه) و بيشابور (فارس) نمايان است، در اوستا مورد ستايش بسيار بوده و هم مرتبه ميترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار ميگيرد. آب در آيين زرتشت پاك است و مظهر پاكي و بايد كه همچنان پاك باقي بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست ميكند كه رودها را از آبي به سترگي شانه اسب لبالب نموده و به پيروان خويش ميآموزد كه آلوده نمودن آب، به هر شكل و گونهاش، خلاف دين و اهريمني است. اينچنين است كه شناخت آب در ايرانباستان با وابسته داشتن صفات ويژه به آن و ارجمند داشتن اين ماده زندگيبخش آغاز ميشود. هنوز هم بازمانده آيينهاي ايزد آبها در جايجاي ايران برگزار ميشود كه براي نمونه ميتوان به مراسم جويروبي و بيلگرداني در دامنه آتشكده آتشكوه در نيمور، محلات اشاره نمود. در ايرانباستان، صدها سال پيش از آنكه نخستين فرضيههاي مربوط به آبشناسي ارائه شود، به گونهاي شگفتآور و باورنكردني، پاسخ يكي از مهمترين و دشوارترين مسائل مربوط به يافتن آب و آبهاي زيرزميني يافته شده بود. سنگنوشتهها و لوحهاي باز مانده از ايران باستان، بيانگر اين است كه مردمان ايرانزمين آبهاي زيرزميني را با كندن كاريزهاي دراز و بسيار عميق برآورده به روستاها و شهرهاي خود ميرساندند. اينكه نخستگاه اين كاريز كجا بوده و در چه مناطقي به آب ميتوان دست يافت و اينكه كاريز چگونه بايد ساخته شود، شايد مهمترين مسالهاي بوده است كه بشر از آغاز تمدن تا كنون در دانش آبياري و آبرساني با آن روبرو بوده است. پرفسور هانري گوبلو كه بيش از 30 سال بر روي قناتهاي ايران بررسي و مطالعه انجام داده است در كتاب قنات، فني براي دستيابي به آب ،عظمت قناتهاي ايران را برابر با ديوار چين ميداند. مجموعه طول قناتهاي ايران بيش از چهارصد هزار كيلومتر، بيش از فاصله زمين تا ماه، و قنات گناباد به طول سيوپنج كيلومتر و ژرفناي بيش از سيصد متر و چاههايي با فواصل منظم پنجاه متري، از زمان هخامنشيان، يك شاهكار بينظير در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امريكايي مانند اف.ديكسي در نوشتار يك كتابچه علمي براي سازماندهي آب، ام.ا.باتلر در كتاب آبياري به كمك قنات در ايران، سي.اف.تولمان در كتاب آبهاي زيرزميني، ژي.بي.كرسي در كتاب قنات و كاريز، ژي.بيژليبينكت در كتاب آبشناسي و هانري گوبلو در كتابهاي آبياري در كاليفرنيا و قنات، فني براي دستيابي به آب خود همگي بر اين باورند كه قناتهاي لوسآنجلس و پاساداناي كاليفرنيا، همچنين قناتهاي شيلي و مكزيك، در زمان سلطه اسپانياييها، توسط مهندسان، متخصصان و كارگران ايراني ساخته شده است. به خاطر داشته باشيم كه تمدنهاي باستاني همگي در كنار رودهاي بزرگ، همانند نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، يانگتسه و ... شكل گرفتند اما تنها تمدني كه به دور از هرگونه رودخانه عظيم شكل گرفت و مالكالرقاب جهان باستان شد، ايران بود. جهش چشمگير امپراتوري ايران مديون قنات بود. در زمان هخامنشيان، اگر كسي زمين بايري را با احداث قنات آبياري ميكرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بود. به گواهي تاريخ مصر، درياسالار پارسي اسكيلاكس هخامنشي هنگام اقامت در مصر، فنون احداث كاريز را به مصريان آموخت. در زمان ساسانيان، رساله مديگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لايروبي قنات و كاريز، و استفاده هوشمندانه از آن، تاليف شده است. در نوشتههاي دانشمندان ايراني پس از اسلام، به نكتهاي شايان توجه بر ميخوريم و آن اينكه بسياري از دانشمندان ايراني در دوران اسلامي، هريك به گونهاي، به جنبههاي گوناگون دانش آبشناسي پرداختهاند. دانش آبشناسي در آن دوران نيز مانند امروز دربردارنده بررسي دوره گردش آب يا چرخه آب (سيكل آب) در طبيعت، جريان آب در روي زمين، آبهاي زيرزميني، چشمهها، درياچهها، درياها و اقيانوسها و چگونگي دگرگونيهاي كمي و كيفي آبهاي آنها ميشده است. دانشمند بزرگ ايراني، ابوريحان بيروني در آثارالباقيه، در باره زياد و كم شدن آب رودخانهها، چشمهسارها و كاريزها ميگويد: زياد شدن آبها در جميع اوديه و انهار به يك حالت نيست، بلكه اختلاف بزرگي با هم دارند. چنانكه جيحون هنگامي آبش زياد ميشود كه دجله و فرات رو به كمي گذارد و علت اين است كه هر رودخانهاي كه سرچشمه آن در نواحي سردسير باشد، آب آن در تابستان زيادتر و در زمستان كمتر است، زيرا بيشتر آبهاي اصلي آن از چشمهسارها گردميآيد و رطوبتهايي كه در كوههايي كه اين رودخانهها از آن بيرون ميآيد و يا از آن ميگذرد سبب زيادت و نقصان آب اين رودخانهها ميشود. ديگر انديشمند بزرگ ايران، ابوعلي سينا در دانشنامه علايي (طبيعيات) در باره جذر و مد درياها و اثر ماه بر آن گويد:روشنايي و قوتها كه از آفتاب و ستارگان است در اين عالم اثر كند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه كه آب درياها را مد كند.و هم او درباره پديدههاي بارندگي گويد:و اما بخار چون از گرمگاه برخيزد جنبش وي گرانتر بود و چون به آن جايگاه رسد از هوا كه سرد بود، سرماي آن جايگاه او را ببندد. ... و هرگاه كه بخار زمين بفسرد، ابر شود ... و اين را سه حكم بود. يا اندك بود، كه و را گرمي آفتاب بروي افتن، زود متفرق كند. يا قوي بود، كه آفتاب اندر وي فعل نتواند كردن، كه پراكندش، پس چون گردآيد، و يك اندر ديگر نشيند، و خاصه كه باد گردآورش ديگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندريابدش، پيش از آن كه قطرهها بزرگ شود و برف بود. دانشمند ايراني سده پنجم هجري، ابوحاتم اسماعيل اسفزاري خراساني، كه براي نخستين بار در جهان پديدههاي جوي و هواشناسي را در كتاب خود به نام آثار علوي (Meteorology)، گردآوري نموده و او را به حق بايد پدر دانش هواشناسي نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم ميگويد: هرگه كه حرارتي از تابش خورشيد يا از جوهر آتش به آب رسد، مدتي با او بماند، آب مستحيل شود، و از جاي خود برخيزد، و به سوي بالا بر شود، آن را بخار گويند، چون گرما بر بخار مستولي شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتي بر آن بخار مستولي شود، جوهر آب گردد، و قصد زمين كند، آنگاه آن را باران گويند، پس اگر هوا ساكن بود، آن دانهها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرك بود، آن دانههاي خرد به يكديگر بپيوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتي به افراط بر آن غالب آيد جوهر برف باشد ... هرگاه كه هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولي گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطرههاي آب از برگها بياويزد، آن را شبنم (صقيع - dew ) خوانند ... . وي همچنين مطالعات و بررسيهايي در باره چگالي آبهاي گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. رياضيدان و مهندس بزرگ سده پنجم هجري، محمد بن حسين كرجي، ديدگاههاي بسيار جالبي در باره آبشناسي دارد و در كتاب خود استخراج آبهاي پنهاني، انباط الميا الخفيه، به بررسي روشها و قواعد مربوط به تشخيص آبهاي زيرزميني ميپردازد. او ميگويد: خداي بزرگ در روي زمين آبي ساكن آفريد، كه همچون گردش خون در بدن جانوران در جريان است. اين آب با افزايش و كاهش بارندگي، افزون و كم نميشود (چرخه آب در طبيعت) ... اين آب بيشتر شكافهاي درون زمين را پر ميكند، و تا آنجا كه مانعي سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت ديگر ميپيوندد ... آبهايي كه در زير زمين قرار دارند نيز در بعضي مواضع مانند رودها جاري هستند و در بعضي موارد ديگر مانند دريا ساكن و آرامند. در نزهتنامه علايي، دانشنامه بزرگ فارسي، تاليف شهمردانبنابيالخير رازي، در سده ششم هجري، مطالب گوناگون و جالبي در باره آبشناسي آمده است. آب، مد و جزر درياي پارس از عجايب است و به شبانه روز دو دفعه زيادت و نقصان گيرد، و در سير ماه بسته است ... و جاي هست كه مقدار پنجاه ارش زمين خشك به وقت مد آب، بالا گيرد به هر دفعتي، ... . ناوخداي، بزرگ بن شهريار رامهرمزي، دريانورد بزرگ ايراني در سده چهارم هجري، كه سفرهاي اكتشافي فراواني به شرق انجام داد، در كتاب بسيار جالبي به نام عجايب الهند، شرح كاملي از توفانهاي درياي هند، مانسون، ارائه نموده است. دريانورد معاصر او ابهره كرماني نيز، كه در آن روزگار هفت سفر دريايي به چين و شرق دور داشته است نيز، مانسون هند و تيفون چين (هاريكنها يا سايكلونهاي شرق آسيا)، را در نوشتههاي خود شرح داده است. جيهاني، وزير دودمان سامانيان نيز اطلاعات خويش را در باره اين توفان و همزماني آن با بادهاي 120 روزه سيستان، در كتابي گردآوري نموده است. سليمان سيرافي و مهران وهب سيرافي از دريانوردان ايراني سده سوم و چهارم هجري، كه سفرهايي به چين و هند داشتهاند، و همچنين سهل بن آبان دريانورد ايراني سده ششم هجري كه سفرهايي به هند و شرق افريقا داشته است، و سليمان مهري دريانورد سده نهم هجري، نيز در سفرنامههاي خود به بارانهاي موسمي هند و منشا احتمالي آنها، اشاره كردهاند. مسعودي مورخ ايراني در كتاب التنبيه و الاشراف، به ذكر منشا رودها و درياها پرداخته و از بسيار از پديدههاي آبي سرزمين ايران، سخن رانده است. توصيف زيبا و دقيق ناصرخسرو در سفرنامهاش، از فانوسهاي دريايي (خشابهاي) درياي پارس، نمايانگر دانش آبشناسي و دريانوردي ايرانيان است. اشاره كوتاهي به اين مساله چندان دور از تدبير نيست كه سد كوريت در نزديكي طبس در خراسان جنوبي كه در زمان هخامنشيان، در منطقهاي فوقالعاده، ساخته شده و يكبار در زمان ساسانيان نوسازي و بار ديگر به فرمان و انديشه خواجه نصيرالدين توسي، در اوج شكوفايي مكتب مراغه، ديواره آن، بر روي شالوده هخامنشيان، كاملا بازسازي شده است، با ارتفاع بيش از 64 متر، بيشتر از شش صد سال، بلندترين سد جهان بوده است. در دوران هخامنشيان بيش از 60 سد در ايران ساخته شد و اين جداي از پل- بندهاي اين دوره است. در زمان ساسانيان پل و بند شوشتر با درازاي بيش از پانصد متر ساخته شد. تاريخ نام سازنده اين پل و همچنين سد شادروان (Shadervan) شوشتر را يك مهندس ايراني به نام برانوش پارسي ثبت كردهاست. پلدخترهايي كه در سراسر ايران از جمله سروستان و ميانه به چشم ميخورند منسوب به آناهيتا، ايزد آبها بودهاند. اختراع سه نوع آسياب آبي، نمايانگر دانش و بينش ژرف ايرانيان باستان در كليه علوم از جمله آبشناسي است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پرههاي قاشقي، دوم آسياب چرخي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نمودهاند، و سوم آسياب شناور، كه با پرههاي بزرگ پارويي دوران ميكرده است و در رودخانههاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمايي ميكند. دستگاه پالايش آب چغازنبيل (زنگه ويل - شهر زنگه)، نخستين و قديميترين دستگاه پالايش آب در جهان است كه برابر با قانون ظروف مرتبط آب گلآلود رودخانه كرخه را به آبي سالم و گوارا تبديل مينموده است. و آبانبارهاي كويري ايران هم كه خود حديث مفصلي است. و اين چكيده خود اندكي است از دانش آبشناسي ايرانيان كه از دسترس چپاولگران زمانه و چنگورزان بيگانه در امان مانده و به ما رسيده. باشد كه ما شايستگي و بايستگي ميراثداري آنان را داشته باشيم. در سال 1289 رودخانه زايندهرود خشكيد. مردم در آن چاهي كندند به قرب سي زرع و آبي به زحمت ميكشيدند براي مشروبات. (تاريخ مسعودي) نگارش و ويرايش: جعفر سپهري منابع و ماخذ: تاريخ علم در ايران مهدي فرشاد تاريخ علم جورج سارتون آب و هواي باستاني ايران محمدتقي سياهپوش زندگي و مهاجرت نژاد آريا فريدون جنيدي قنات، فني براي دستيابي به آب هانري گوبلو [ 87/08/03 ] [ 18:6 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
دکتر غلامعلی بسکی درباره نگارنده: دکتر غلامعلی بسکی که به پدر محيط زيست ایران معروف است، در سال ١٣١٠ ه.ش. در سبزوار به دنيا آمد. وی در سال ١٣٤٥ با درجه تخصص جراحي زنان از دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد.
بر اساس گزارش سال ۲۰۰۷ سازمان ملل، یک پنجم آلودگیهای گازهای گلخانه ای مربوط به صنعت گوشت میباشد که بیش از مجموع آلودگی همه خودروها، ماشین های باری و کشتی و هواپیما و سایر وسایل حمل و نقل است. تحقیقات نشان داده است که به عنوان مثال: اگر مردم بریتانیا، ۷ روز هفته گوشت نخورند، باعث حذف ۹۱ مگا تُن آلایندگی های گازهای گلخانهای می شوند. این مقدار برابر با آلایندگی های گازهای گلخانه ای ۱۲.۵ میلیون خانوار در بریتانیا است که این تعداد نیمی از خانوارهای بریتانیا را تشکیل می دهد. منابع:
http://www.bbc.co.uk/blogs/newsnight/2008/06/is_it_time_to_turn_vegetarian.html?moduserid=movabletype8_28371&pid=64366653&upm=False&asb=False&pmp=False#dnaacs http://www.bbc.co.uk/blogs/newsnight/2007/02/meet_daisy_the_cow_global_climates_enemy_number_on.html http://www.bbc.co.uk/blogs/newsnight/2008/06/is_it_time_to_turn_vegetarian.html?moduserid=movabletype8_28371&pid=64366653&upm=False&asb=False&pmp=False#dnaacs [ 87/07/29 ] [ 16:10 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
استان ایلام
در غربی ترین نقطه ایران درمیان دامنه های زاگرس استانی وجود داردکه در کتیبه های باستانی آن را آلامتو به معنای سرزمین کوهستان یا طلوع خورشید نامیده اند. استان ایلام ، که زمانی ساتراپ نشین هشتم دولت ماد بوده و بیست و سومین ساتراپ (ایالت یا استان) داریوش هخامنشی. استان ایلام با قدت تاریخی دیرینه اش از دیر باز مورد توجه اندیشمندان و مشاهیر بزرگ بوده است. شکل گیری اولین تمدن بشری در تپه های علی کش واقع در شهرستان دهلران ،تپه های هلیلان و نیز چغا آهوان در مهران اندیشمندانی چون واندنبرگ بلژیکی را بر آن داشت تاسالها به عنوان یک باستان شناس در این دیار به کاوش بپردازد . استان ایلام استانی است که می توان آن را ساتراپ یا استان مهر نامید. این دیار با مردمانی مهربان ،مهمان نواز به تمام معنا و غیور که کرد زبان می باشند. در همه ادوار تاریخ زبان زد بوده ، که حتی جهانگردانی چون(هوگوگرونه) ، (جرج.ن.کرزن)، ( راولینسون )و فریا استراک با قدم گذاشتن بر این ساتراپ توصیفهایی از مردم ، جاذبه های طبیعی و بناهای تاریخی مهم در کتابهای خود برجای گذاشته اند. امید است بتوانم ایلام را تا حد ممکن به هموطنانم بشناسانم. استان ایلام با مساحتی حدود 19086 کیلومتر مربع در یک منطقه کوهستانی و مرتفع واقع شده است. این استان در غرب و جنوب غربی کشور در میان رشته کوه های کبیرکوه از سلسله جبال زاگرس قرار دارد و از شمال به کرمانشاه، از جنوب به خوزستان، از شرق به لرستان و از غرب به كشور عراق محدود شده است. [ 87/02/29 ] [ 12:16 ] [ علی کرمی ؛ کارشناس محیط زیست ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||